تبلیغات
روح الله - عصر عزتمندی دین ، امام راحل و انقلاب اسلامی
عصر عزتمندی دین ، امام راحل و انقلاب اسلامی


عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) و رویكرد دینی ومعنوی انسان معاصر

1- ازدیدگاه غریبان
بااوج گرفتن رویكرد دینی ومعنوی انسان معاصر‌، تلاش روزافزون وحساسیت چشم گیری از سوی صاحب‌نظران غربی در جهت شناخت وتحلیل این پدیدة جهانی به وجود آمده است.كارشناسان غربی درفرصت ‌‌‌‌های گوناگون به بیان نظرات وارائه تحلیل‌‌‌‌‌های خود دراین زمینه می‌پردازند.
«بیل مایزر» روزنامه‌نگار ومحقق آمریكایی طی ده برنامه متوالی كه از شبكة تلویزیونی PBC پخش شد باارائه نتایج تحقیقات خود در این زمنیه اظهار داشت :
«مردم در سارسر جهان از مادی‌گرایی وماتریالیسم خسته شده‌اند و به سرعت سوی معنویت باز می‌گردند واین بازگشت چندی است كه آغاز شده‌است.»
وی افزود :«دین وپیروی و محض از اصول آن بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. »
متفكرانی چون جورج ویگل – اندیشمند غربی - «غیر مادی {مذهبی} شدن جهان را از واقعیت‌‌‌‌‌های برجستة زندگی اواخر قرن بیستم »میدانند. »
دكتر «پنتی كایین»ا زمحققان و اساتید دانشگاه فنلاند نیز معتقد است :
«{در جهان امروز} تمایل برای پذیرش دین به وجود آمده و این تمایل رو به افزایش است. »
«پیتر شولاتر» نویسنده مفسر سیاسی مشهور كشور آلمان‌، طی،سخنرانی در سمینار اسلام واختلافات فرهنگ جهانی اظهار می‌دارد :
«اكنون نهضت بازگشت به دین ومدینه فاضله آغاز شده است »
«جرج متالینوس»استاد سیاسی كلیسا و دانشكدة الهیات اتن (یونان) هم تصریح می‌كند:
«...در این عصر‌، مذهب و بازگشت به دیانت رونق گرفته است »چنان‌كه‌، پروفسورخوزه ماریا اندیشمند اسپانیایی هم می‌گوید :
«الآن در دنیا رویكرد به مذهب چشم گیر است. »
«گوستاو ینبور» خبرنگار روزنامة آمریكایی نیویورك تایمز نیز طی گزارشی از اجتماع گسترد‌‌‌‌ه ای كه در آن سخنرانان آمریكایی بر لزوم بازگشت به دین تأكید نمودند‌، اعلام نمود:
«نه تنها در آمریكا كه همة نقاط جهان توجه مردم به مذهب وخدا رو به افزایش چشم گیر است. »
بن بست نظریة افول مذهب
بسیاری از تحلیل‌گران غربی جریان رویكرد دینی رابسیار قوی‌تراز حد متصور دانسته و با بیان این مطلب كه :
«در شرایط حاضر هیچ قدرت اجتماعی قوی‌تر ازدین (درجهان)وجود ندارد. »
و با تأكید براین كه :«مردم دنیا به طور روز افزون چه در شرق و چه درغرب به طرف خداوند‌، مذهب ومعنویت سوق پیدا می‌كنند.»
اعتقاد خود را این گونه ابراز میدارند كه :
«جریان بازگشت ملت‌ها به دین باوری همانند یك سیل خروشان به راه افتاده است واین تصور كه سكولاریسم همة جهان رادر بر می‌گیرد به پایان رسیده است. »
وتصریح می‌نمایند: «همه به اشتباه دراین اندیشه بودند كه دنیاگرایی درحال به تحلیل بردن مذهب است وهیچ چیز نمی‌تواند مانع آن شود. »
قرن بیست و یكم : قرن بسط نفوذ فوق العادة مذهب
بسیاری از صاحب‌نظران غربی بااعتقاد به تجدید حیات دینی بشر معاصر وشتاب فزایندة آن اكنون از افق‌‌‌‌‌های روشن پیش روی این پدیدة در قرن بیست و یكم سخن می‌گویند، آنان «قرن بیست و یكم را قرن بسط نفوذ فوق العادة مذهب درابعاد مختلف زندگی بشر «می‌دانند.
«رابرت ماكواند»نویسندة آمریكایی باتوصیف قرن بیست و یكم (میلادی)به قرن كنج‌كاوی ومعنوی بشر با ارائه امار وارقام و شواهد موجود پیش‌بینی می‌نماید كه «سدة جدید،دورةجدید هیجانات مذهبی خواهد بود‌، وانتظارات مردم در این زمینه به شدت افزایش خواهد یافت. »
هفته نامة فرانسوی آبزرواتور در تأیید همین واقعیت ضمن طرح پیش‌بینی آندره مالرو‌، نویسندة بزرگ فرانسوی و وزیر فرهنگ اسبق فرانسه‌، از قول وی می‌نویسد: «قرن 21 میلادی یا اصلا وجود نخواهد داشت و یاقرن مذهب خواهد بود. »این هفته نامه افزود : «پیش‌بینی مالرو به حقیقت پیوسته ودرهمه جا بازگشت به مذهب به چشم می‌خورد. »

2- رویكرد دینی ومعنوی شهروندان جوامع غربی

جریان بازگشت دوبارةانسان عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) به سوی ارزش‌‌‌‌‌های معنوی واعتقاد‌‌‌‌های دینی به سرعت درحال رشد وگسترش در عرصة جهانی می‌باشد. اما آنچه دراین میان كنجكاوی هر محققی را بر می‌انگیزد ظهور ونفوذ گستردة جریان مذكور دركانون غفلت‌زدگی و مادی‌گرایی افراطی در جهان معاصر یعنی جوامع غربی می‌باشد.
بر اساس نتیجة یك تحقیقات آماری كه توسط مؤسسة «برند فیو چرزگروپ» تهیه شده است: توجه وگرایش به مسائل وموضوعات مذهبی درمیان شهروندان كشور‌‌‌‌های غربی خصوصا قشر نوگرا و مدرن پسند‌، روندی رو به افزایش دارد. »
كارشناسان غربی با تایید این مطلب كه «الآن در غرب كلیساها پر جمعیت‌تر از سابق هستند» اظهار می‌دارند :« این روزها در امریكا وانگلیس و فرانسه واسپانیا بازگشت دینی آن قدر قوی است كه هم چیز را تحت شعاع خود قرار داده است. »
پدیدة خداجویی انسان غربی موجب تحولات عظیمی‌در مركز ثقل تمدن غرب یعنی ایالات متحدة آمریكا گشته است.
كارشناسان معتقدند :«به سبب خداجویی درمیان مردم آمریكا بر میزان توجه آنان به مسائل مذهبی چه به صورت فردی وچه از لحاظ اجتماعی افزوده شده است و این امر بدون شك مهم‌ترین ومنحصرترین رویداد دهة هفتاد و هشتاد در آمریكاست‌، واگر بگوییم این جریان می‌رود تا همة جامعة آمریكا و رفتار مردم وفرهنگ كشور را در سال‌‌‌‌‌های آیندة این قرن تحت تأثیر قرار دهد حرف باطلی نگفته ایم. »
«رابرت ووتنا »استاد جامعه شناسی دانشگاه بریستون‌، و «دانلاتین»گزارش‌گر مذهبی هم در كتاب‌‌‌‌‌های جدید الانتشارشان باعنوان «بعد از بهشت »و«به دنبال خریدایمان »بر اساس مصاحبه‌‌‌‌‌های پی در پی و داده‌‌‌‌‌های تحقیقاتی متفقا معتقدند:
«هم اكنون هجوم مردم امریكا به زندگی‌‌‌‌‌های مذهبی به صورت بی سابقه ای درحال افزایش است. »
این دو كارشناس دردو تحقیق جداگانه در شرق وغرب ایالات متحدة آمریكا به این نتیجه رسیده‌اند كه :
«اعتقاد به خداوندو رفتن به عبادتگاه‌ها در میان مردم بیش از هردورة دیگر مرسوم گردیده است. »
یكی دیگر از صاحب‌نظران غربی در این باره می‌نویسد:
«مذهب در اشكال گوناگون خود را در جامعة امریكا متجلی ساخته وهم اكنون در حال شكل دادن به فرهنگ مردم آمریكا می‌باشد. »
رویكرد دینی ومعنوی غرب در آیینة اطلاعات
گسترش دامنة جریان معنویت خواهی و خداجویی به كشور‌‌‌‌های غربی یكی از شگفت‌آورترین تحولات چند قرن اخیر را پدید آورده است كه به لحاظ اهمیت موضوع به طرح برخی از گزارش‌‌‌‌‌های موجود در این زمینه می‌پردازیم:
«امروزه بخش مهمی‌ از جنوب آمریكا از جنوب شرقی تاغرب را كمربند مذهبی (Religius Beit) می‌گوبند،زیرا در این منطقه فعالیت دینی دردو دهة اخیر‌، رو به رشد بوده است‌، این مطلب را تعدا دشركت كنندگان دركلیسا وپاسخ دهندگان به پرسش‌نامه‌ها ونظر سنجی ها تأیید میكند‌، اكنون بیش از 80 % مردم آمریكا خود را افراد دینی معرفی می‌كنند‌، 90% مردم آمریكا اظهار میدارند :خدا وجود دارد. »
دراین نظر سنجی‌ها 60-65% مردم انگلستان و 70 % مردم ایتالیا به چنین نظری قائل بوده‌اند.»
بر اساس گزارش مؤسسة نظر سنجی «پیو» (درواشنگتن ):« مردم آمریكا روز به روز بیشتر به مذهب روی می‌آوردند واعتقاد مردم آمریكا به خداوند ومعجزات الهی در دهة جاری به مراتب بیش از بیش از دهة گذشته می‌باشد.»
ادارة امار كانادا در یك گزارش رسمی‌اعلام نمود:«تعداد افراد مذهبی دركانادا رو به افزایش است.»
هم چنین مركز آمار اجتماعی بین المللی (بر اساس نظر خواهی از 19 هزار نفر در بیش از 21 كشور جهان ) اعلام نمود:
«تعداد جوانان كشور‌‌‌‌های شرق اروپا كه معتقد به زندگی پس از مرگ هستند رو به افزایش می‌باشد.»
روزنامة آمریكایی یو اس تودی باارائة گزارشی به بیان نمونه ای محسوس ازافزایش علایق مذهبی مردم آمریكا پرداخته می‌نویسد :« «اكنون 29% آمریكایی ها معتقدند از آزادی بسیار كمی‌برای آموزش دینی خود برخوردارند و این در حالی است كه این رقم نسبت به نظر خواهی سال گذشته درباره همین موضوع 3%و نسبت به ,سال 1997، 8% افزایش یافته است.
تقریبا 48% از مردم آمریكا هم معتقدندمسئولان باید اجازه نیایش در مدارس را به دانش آموزان بدهند و 64% شهروندان آمریكایی نیز به ممنوعیت دعا در مراكز ورزشی اعتراض دارند و با آن مخالفند. »
این روزنامه می‌افزاید : « تعداد بی شماری از مردم آمریكا از تصمیم دادگاه این كشور در رابطه با ممنوعیت دانش آموزان از خواندن دعا در مراكز ورزشی‌، ‌به شدت شكایت داشته و آن را محكوم كرده اند. »
پیامد‌‌‌‌های افزایش علایق دینی و معنوی غربی ها
تحولات اجتماعی ناشی از جنبش معنویت گرایی در مغرب زمین اكنون به خوبی محسوس است.هم اكنون به وضوح می‌توان روند رو به رشد تجمعات گسترده و عظیم مردمی‌در كشور‌‌‌‌های غربی را كه با پا فشاری بر مطالبات دینی و معنوی از دولت ‌‌‌‌های خود و اعلام وفاداری نسبت به عقاید مذهبی تشكیل می‌گردد‌، مشاهده كرد.
« در مرداد 1376 به مناسبت سالگرد روز جهانی جوانان كاتولیگ‌، گرد همایی عظیمی‌با حضور پاپ پل ژان دوم برگزار گردید كه در آن بیش از یك میلیون نفر به نیایش پرداختند‌، ‌در این مراسم جوانان كاتولیك 140كشور جهان حضور داشتند.»« هم چنین شركت كنندگان میلیونی در اجتماع زنان سیاه پوست آمریكایی در فیلادلفیا اعلام نمودند اكنون زمان تقویت پیوند روحانی و معنوی در خانواده و جامعه سیاه پوستان فرا رسیده است.»
چنان‌كه « صدها هزار نفر از مردم از ایالات متحده كه در اجتماع میلیونی مقدس‌، به دعوت سازمان میثاق گردهم آمدند به دعا نشسته و خواستار بازگشت معنویت به جامعه خود شدند.»
«در مراسم دیگری كه در شهر لس‌آنجلس برپا گردید‏‏، 43 هزار نفر از جوانان آمریكایی با عنوان طرفداران مسیح گردهم آمدند، و هدف از این همایش را آشنایی با ارزش‌های معنوی و تجدیدنظر در مورد ایمان شخصی ذكر كردند.»
«پانزده هزار زن آمریكایی نیز با اجتماعی در سالن اجتماعات شهر اوهایو، ضمن فراخواندن مردم آمریكا به یكتاپرستی، یگانه راه حل خروج از بن بست فعلی جامعه خود را گرایش به ارزش‌های معنوی و مذهب اعلام كردند»
البته به این نكته اشاره شود كه تجمعات روزافزونی كه در كشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده، به همراه اصرار بر خواسته‌های فرامادی و مذهبی شكل می‌گیرد تنها بخشی از آثار مشهود تغییرات عمیق ذائقه معنوی بشر غربی است.
با مروری بر اخبار و گزارش‌های موجود درباره تحولات جاری در جوامع غربی به خوبی می توان با وسعت و گستردگی آثار رویكرد دینی و معنوی جوامع غربی آشنا گردید كه در این جا تنها به ذكر بخشی كوچكی از این آثار می‌پردازیم.
براساس اخبار موجود:
«كارشناسان مؤسسه های تحقیقاتی در غرب به طراحان بازاریابی مؤسسات بازرگانی و ... اكیداَ توصیه می‌نمایند كه در برنامه‌ریزی‌‌های خود به افزایش جهانی گرایش افراد به مذهب توجه داشته و آن را مدنظر بگیرند.»
با افزایش گرایش شهروندان غربی به ویژه در آمریكا به دین و مذهب «هم‌اكنون ایستگاه‌های رادیویی در آمریكا كه برنامه‌های مذهبی پخش می كنند میلیون‌ها شنونده را به خود جذب نموده‌اند.» و «براساس گزارش شبكه خبری رویتر 4/1 كاربران بزرگ‌سال اینترنت در آمریكا (كه حدود 28 میلیون نفر هستند) به دنبال اطلاعات مذهبی و یا معنوی در این شبكه‌اند كه این رقم روزانه بالغ بر سه میلیون نفر می‌شود.»
هم‌اكنون كتاب‌های مذهبی در صدر لیست پرفروش‌ترین كتاب‌ها در غرب قرار گرفته‌اند.» براساس گزارش مؤسسه تحقیقات گالوپ (Galiup): در آمریكا حدود 2000 عنوان كتاب در بازار وجوددارد كه به موضوعاتی پیرامون عبادت پرداخته‌اند، این تعداد سه برابر تعداد عناوینی است كه در موضوعات جنبی چاپ شده است.»
اقبال عمومی جوامع غربی به مسائل دینی و ... فضایی را به وجود آورده كه:
«... امروزه (حتی) برای فیزیك‌دانان، كیهان‌شناسان، منجمان‌غربی سودآور شده كه در عنوان كتاب‌هایشان اسم خدا را بگنجانند، گرچه در داخل كتاب كاری به خدای سنتی نداشته باشند، لذا عناوینی نظیر The Mihd of God و God and the New Physics و غیره رایج شده است!»
شبكة تلویزیونی سی.ان.ان نیز با ارائه آماری در این زمینه اعلام كرد: «طی سال 1995 انتشار كتاب‌های عمومی از رشد نزدیك به 6% برخوردار بوده‌اند‏، در حالی كه انتشار كتاب‌های مذهبی نرخ رشدی برابر 20% در همین مدت داشته‌اند.»
افزایش تمایلات معنوی و مذهبی مردم در كشورهای غربی تحولات مهمی را نیز در صحنه سیاسی و خصوصاً رقابت های انتخاباتی پدیده آورده است.
طی سال‌های اخیر، بهره‌گیری از تبلیغات مذهبی در برخی از كشورهای غربی از سوی كاندیداهای نمایندگی مجلس و نخست‌وزیری و ریاست‌جموری، به جهت جلب رضایت و آرای مردم، رشد چشم‌گیری داشته است، چنانكه: «نامزدهای نخست‌وزیری در انگلستان از دو حزب كارگر و محافظه‌كار هر كدام به نحوی كم‌سابقه به توصیف اعتقادات مذهبی خود پرداختند.»
«در انتخابات پیشین ریاست جمهوری آمریكا كلینتون (از حزب دموكرات) و باب دال (از حزب جمهوری‌خواه) نیز به طرح شعارهای مذهبی پرداختند.»
«در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریكا نیز جورج‌بوش و مك‌كین، دو نامزد حزب جمهوری‌خواه در برنامه‌های تبلیغی خود از تأثیراتی كه توصیه‌های حضرت عیسی(ع) بر شخصیت آنان داشته است و از عقاید درونی خود درباره دین سخن به میان آورده‌اند و «الگور» و «بیل برادلی» دو نامزد حزب دموكرات با بیان اینكه «برای اصلاح جامعه باید ارزش‌های مذهبی را تقویت كرد» بر مذهبی بودن خود و خانواده‌هایشان تأكید نموده‌اند.»
اصالت جریان دین گرایی و معنویت خواهی جوامع غربی
قبل از مرور برخی از گزارش‌های تفصیلی مربوط جریان رو به رشد گرایش‌های دینی و معنوی در كشورهای غربی، تذكر یك نكته ضروری به نظر می‌رسد و آنها اینكه:
گرچه در بدو نظر ممكن است برخی تحلیل‌گران با این توجیه كه «غرب حقیقتی جز اراده معطوف به قدرت و تصرف تكنیكی به قوه عقل و تفكر حسابگر نمی‌شناسد و اگر از تفكر معنوی سخن می‌گوید صرفاً برای تقویت نفس خویش است» جنبش دین‌خواهی و معنویت‌جویی جوامع غربی را جریانی در راستای تنوع‌طلبی و لذت‌جویی و خودنسیانی انسان غربی تحلیل نموده و در مجموع آن را بیش از ارضای سطحی نیازهای عمیق و اصیل انسانی تلقی ننمایند. اما واقعیت‌های موجود و تعمق در باطن تحولات دینی و معنوی جوامع مدرن، بی‌شك ما را بر این باور می‌دارد كه:
شوق و شور معنوی انسان غربی در عصر امام‌خمینی (ره) برآمده از شعور معنوی و بخشی از آثار «عطش معنوی و گرایش ملت‌ها به ارزش‌های وحی» می‌باشد كه امام آن را از جمله ویژگی‌های عصر جدید ذكر نمودند. گرایش‌های چشم‌گیر معنوی و مذهبی جوامع پیشرفته صنعتی نه در خود نسیانی بشر، كه در خودآگاهی و تجدید عهد فطری انسان با خداوند ریشه دارد، و بشارت طلوع خورشیدی است كه از مغرب ارزش‌های حیاتی و معنوی در غرب سر برخواهد آورد.
آری، ما بر این باوریم كه: «گرایش‌های جسته و گریخته‌ای كه امروزه در جوامع مدرن به سمت مذهب در شرف ظهور و شكل‌گیری است طلیعه‌ای امیدوار كننده از نوعی بیداری و خودآگاهی ملت‌های آنان است، (چنانكه) بی‌شك اجتماع عظیم سیاه‌پوستان مسلمان ایالات متحده آمریكا در سال 1995 در واشنگتن و برخواستن طنین پرصلابت «الله اكبر» در مقابل كاخ سفید، مقر ریاست جمهوری آمریكا نشانة میمونی از یك «خیزش معنوی و اخلاقی در كانون یك جامعه مدرن است.»
اعتراف های غریبان
با آگاهی از اعترافات تحلیل گران و شخصیت های سیاسی و فرهنگی غرب در زمینه جامعیت و توان مندی اسلام, می توان به بخشی از علل رویكرد گسترده جوامع غربی به اسلام دست یافت و آن را مورد تحلیل دقیق تری قرار داد.
1) كلاوس كینكل وزیر اسبق امور خارجه آلمان اخیراً طی مقاله ای كه در مطبوعات این كشور به چاپ رسیده است با تصریح به این واقعیت كه:
موضوعاتی از قبیل جدایی دولت از جامعه و جدایی دین از سیاست كه در عنصر روشنگری قرن 18 در اروپا مطرح شد در مورد اسلام صدق نمی كند می نویسد:
اسلام پاسخ های روشنی به مسائل مختلف داده و این دین از یك سیستم فكری عملی منسجمی برخوردار است, اسلام نه تنها دینی است كه مداوم قلمرو و دامنه خود را توسعه می دهد بلكه توانایی حضور اجتماعی این دین در جوامع بشری روبه افزایش است.
2) پرفسور برنارد لوئیس از دانشگاه برینستون آمریكا نیز طی سخنرانی در همایش اسلام در اروپای غربی اظهار داشت: آن گونه كه امروز در غرب فهمیده می شود اسلام تنها یك رشته اعتقادات فردی نیست بلكه یك نظام قوانین متنوع است.
3) پرفسور خوزه مارتینز رئیس دانشكده تاریخ باستان دانشگاه كمبلوتنسه و عضو هیئت علمی آكادمی تاریخ رئال مادرید با تذكر این مطلب كه گرچه من اروپایی هستم اما بی طرف صحبت می كنم اظهار داشت:
اسلام دینی كامل است و جامع با تمام قوانین صحیح زندگانی, من شخصاً قرآن را پنج بار مطالعه كرده ام در سطر سطر آن قانون و ثبات دیده می شود و از آن گذشته به نظر من اسلام دینی بسیار آسان و فهمیدنی است و... ولی شما می بینید در مسیحیت به اندازه ای روایات گیج كننده است كه گاهی یك كشیش هم سرنخ تثلیث را از دست می دهد.
وی افزود: در نهایت در مسیحیت به یك مذهب می رسید ولی در اسلام مجموعه قوانین خواهی رسید.
4) تحلیلگر روزنامه اسپانیایی ا.ب.ت در این زمینه می نویسد:
اسلام دینی اجتماعی است كه حتی می تواند مانند ایران تبدیل به حكومت شود مفاهیم اسلام واضح و روان است.
5) هربرت هیل رینگ هاوس نویسنده غربی هم در مقاله ای تحت عنوان شكوفایی اسلام با بیان اینكه: قرآن كتاب دستورالعمل های فردی و فقط برای آخرت نیست می نویسد: قرآن زندگی جمعی انسان ها را در این جهان نیز براساس دستورالعمل های خدایی سروسامان می دهد.
6) هری سیناین (Harryscnein): سیاست مدار سرشناس سوئد, طی مقاله ای در روزنامه dn با عنوان مذهب و سیاست ضمن طرح این واقعیت كه: اسلام كه در قرون اخیر برای غربی ها ناآشنا شده بود با درگیری اسرائیل با مسلمانان و انقلاب اسلامی ایران سرزبان ها افتاده است می نویسد: اسلام تنها یك مذهب نیست بلكه یك جنبش سیاسی است و حضرت محمد(ص) تنها یك پیامبر نبود یك سیاست مدار و یك سردار نظامی نیز بود.
7)پرفسور دانل هول سینگر، سخنران كنفرانس بررسی تاثیرات اسلام در شمال آفریقا, نتیجه تحقیقات خود را پیرامون اسلام این گونه ابراز می دارد:
اسلام تنها یك مذهب نمی باشد بلكه یك اسلوب زندگانی است, دین اسلام و حكومت با هم توام و مخلوط هستند.
8) مورهود كندی, متخصص با سابقه مركز مطالعات عربی و خارجی ایالات متحده آمریكا (كه مدیران و تجار را در رابطه با فرهنگ های سایر ملل تعلیم می دهد) و رئیس بنیاد كندی در نیویورك, با پیش بینی این امر كه اسلام به زودی به عنوان مهم ترین گروه مذهبی در آمریكا بعد از مسیحیت ظهور خواهد كرد , در تشریح علل و عوامل رویكرد گسترده بین المللی به اسلام و جذابیت های این دین جهانی گفت:
ما باید بپذیریم كه اسلام مانند مسیحیت تنها یك دین و اعتقاد نیست بلكه علاوه بر آن یك سیستم سیاسی نیز بوده و حقوق خاص خود را دارد, ضمناً دین اسلام طریقه ای است برای زندگی كردن.
وی اضافه نمود: من به عنوان یك دانشجوی دانشگاه هاروارد قوانین وراثت در اسلام را با قوانین ایالت خود مقایسه نمودم و از اینكه قوانین اسلام بسیار انسانی تر بوده و روابط خانوادگی را در نظر گرفته است در شگفت ماندم!
9) تحلیلگر و نویسنده روزنامه كریستین مانیتور با بیان تلقی غالبی كه از اسلام در دهه های اخیر خصوصاً پس از قیام امام خمینی در اذهان عمومی پدید آمده می نویسد: اسلام به عنوان دارویی برای دردهای روحی و كیمیایی برای رفع مشكلات سیاسی و اقتصادی است, اسلام از آغاز ظهور برخوردی جامع و كامل با همه وجوه ابعاد زندگی در پیش گرفت و با زندگی شخصی افراد به همان اندازه سروكار دارد كه با حیات اجتماعی آنان دارد.
10)در عصر با بركت امام خمینی(رحمت الله علیه) به نحو روزافزونی این باور در میان اندیشمندان و صاحب نظران بین المللی- و به ویژه غربی- رسوخ می نماید كه:
جوهره اسلام با شرایط و احوال (مختلف) انسانی قابل انطباق است و ایمان و اطمینان خلل ناپذیری كه به آدمیان می دهد آنان را از سرگشتگی و پوچی تمدن امروز مصون می دارد
سید حسن عباس فطرت 65 ساله از روحانیون کشور هندوستان و مدیر مسؤول هفته‏نامه صداقت در کشور هندوستان و مدرس حوزه علمیه در آن کشور است. حسن عباس فطرت با وجود این که تحصیلات دینی را در قم و هند به پایان رسانده، اما لیسانس زبان انگلیسی هم دارد، با او در هتل آزادی به گفتگو نشستیم، او در پاسخ سؤال ما گفت:
من کتابی نوشتم تحت همین عنوان «امام خمینی، قدس‏سره‏». ببینید امام در عرصه عملی اسلام را بنیان کرد و من به عنوان شاگرد کوچکی از مکتب او همواره شارح اندیشه‏های او بوده‏ام.
چندین مقاله هم در این زمینه نوشته‏ام. افکار امام تاثیر زیادی در من و مردم هندوستان داشته است، نظرات ایشان در باب حکومت، در باب زنان، در باب سیاست همه و همه باعث‏شده که ما بیشتر به او بپردازیم. بطور کلی خمینی چیزی دیگر و جدای از همه علمای دیگر بود.
دومین فردی که سراغ او رفتیم، سید محمدسلمان نقوی فرزند شهید دکتر سید محمدعلی نقوی از دانشجویان دانشگاه امامیه پاکستان است، پدر او از فعالین دانشگاه امامیه پاکستان و از بنیانگذازان سازمان دانشجویان امامیه پاکستان و از فعالین دانشگاه امامیه بوده که مظلومانه به شهادت رسیده است. او نیز پاسخ ما را چنین داد:
این که امام در عمل و گفتار تفاوتی نداشته یعنی آنچه را که می‏گفتند آن را عمل می‏کردند همین باعث‏شده که من بشدت متاثر از امام خمینی باشم و افکار امام را در پاکستان نشر بدهم.
فرد دیگری که سراغ او رفتیم شیخ محمدحسن نجفی ذاکری معروف به ذاکری از علمای پاکستان بود که تحصیلات خود را در نجف به پایان رسانده و هم اکنون مشغول تبلیغ در کویته پاکستان است و همچنین امام جمعه شهری از توابع کویته به نام «ماچ‏» می‏باشد که شهری است که وهابیان حضور جدی در آن شهر دارند و شیعیان بشدت در ضعف هستند.
شیخ محمدحسن ذاکری در پاسخ پرسش ما گفت: البته این سؤال شما بسیار سخت است و من باید مطالب مفصلی را بگویم اما به اجمال این که یکی از کارهای مهم امام این بود که مسایل فقهی را به روز مطرح کرد، یعنی جزیی‏ترین مسایل دینی را با زبان مردم و به زبان روز مطرح کرد که همان بحث فقه پویا و سنتی است که بحث مفید است که که مجال آن در اینجا نیست.
سید طفیل حسین شیرازی از کشور پاکستان فرد دیگری بود که به سؤال ما پاسخ داد. او تحصیلات خود را در انگلستان به پایان رسانده و سپس به پاکستان بازگشته است. نامبرده سؤال ما را اینگونه پاسخ داد:
من پیش از انقلاب، امام خمینی، قدس‏سره، را می‏شناختم. از روزی که به پاریس (نوفل لوشاتو) تبعید شدند، اخبار زندگی ایشان را بدقت دنبال می‏کردم سخنرانیها و کتابهای ایشان را بدقت مطالعه می‏کردم. و وقتی می‏دیدم که یک نفر بخاطر خدا خانه و زندگی را رها کرده است‏بسیار در من تاثیر گذاشت. این نکته از زندگی امام برای من جالب بود که ایشان چقدر در راه و هدف خود پایدار و بااخلاص است و این همیشه برای من سرمشق بوده است.
فرد دیگری که سراغ او رفتیم احمد یوسف از نویسندگان سوریه و از نویسندگان روزنامه الشراع لبنانی است که در سوریه منتشر می‏شود.
او در پاسخ پرسش ما گفت: انسان امروز با این تمدن جدید، و ابزار تکنولوژی که مواجه می‏شود، در واقع چیزی به دست می‏آورد و چیزی از دست می‏دهد، چیزی که به دست می‏آورد یک چیز مادی است. اما چیزی که از دست می‏دهد یک چیز روحی است. و از این لحاظ شخصیت و روح انسان در عصر امروزی با ابزار مدرنیته جدید زیر فشار تمدن غربی جدید است. راه رهایی از این شرایط چیزی نیست جز بازگشت‏به معنویت و این میسر نمی‏شود جز از راه بازگشت‏به اسلام، که پناه بیاوریم به دامن گشاده این دین روحانی که ارزشهای انسانی ما و کرامت ما حفظ شود. و این درست همان راهی است که امام خمینی به روی ما گشود.
الشیخ محمد ابوالخیر شکری از روحانیون بزرگ و معروف سوریه و امام جمعه مسجد بزرگ امام شافعی دمشق و مدیر التحفیظ القرآن الکریم دمشق، فرد دیگری بود که با او به گفتگو نشستیم.
از او پرسیدیم چه چیزی شما را مجذوب امام خمینی، قدس‏سره، کرد؟ او پاسخ داد: ببینید یک نویسنده آمریکایی است‏به نام مایکل هارد، که کتابی نوشته است‏به نام «الاوایل‏» یعنی «اولینها در تاریخ‏»، در این کتاب بررسی کرده است چه کسانی در تاریخ بشریت اثر گذاشته‏اند چه خیر چه شر، مهم این است که چه کسانی اثر گذاشته‏اند. مایکل هارد شخص اول که انتخاب کرده شخصیت پیامبر اکرم، صلی‏الله‏علیه‏وآله، است چون این شخص توانست هم از لحاظ دنیوی به پیروزی کامل برسد و هم از لحاظ اخروی و معنوی دنیا را تحت تاثیر قرار دهد در واقع جمع بین دنیا و آخرت را خوب انجام داده است، من می‏خواهم بگویم امام خمینی هم این گونه بود از طرفی یک فقیه، یک رهبر علمی، یک انسان فیلسوف، از طرفی زاهد و عابد و از طرفی یک رهبر سیاسی بود، که همه اینها از او وجودی ساخته بود که جمع اضداد بود که من روز به روز بیشتر با ابعاد وجودی این شخصیت آشنا می‏شوم و از شخصیت و افکار ایشان استفاده می‏کنم.
استاد حسن الباش مدرس علوم اسلامی کشور فلسطین است و اکنون در سوریه زندگی می‏کند، استاد حسن الباش عضو اتحادیه نویسندگان و متفکران فلسطینی است. او 23 کتاب در زمینه مباحث فرهنگی و اسلامی و مباحثی که در مواجهه با غرب و صهیونیست است، به رشته تحریر درآورده است. و مقالات او در مجلات سوری و عربی و ایرانی، از جمله در مجله قرآنی «بینات‏» که در قم منتشر می‏شود، به چاپ می‏رسد. او درباره امام خمینی گفت: آنچه شخصیت امام خمینی را متمایز می‏سازد، شخصیت فراگیر اوست و این که او فکر عرفانی و فلسفی و سیاسی را با هم جمع کرده بود، شخصیتی که در عین این که کتابی عرفانی به نام شرح دعای سحر می‏نویسند در عین حال رهبری سیاسی یک اجتماع را بر عهده دارد، او جمع اضداد بود لذا چنین شخصیتی در عصر ما نادر است و او عالم مادی و روحانی را با هم جمع کرده بود.
چرا غرب و آمریکا از امام خمینی می‌ترسند؟
پروفسور اوتوفمحقق و پژوهشگر بلغارستانی درباره امام خمینی(رحمت الله علیه) می گوید: می‌خواهم یک سؤالی مطرح کنم که چرا غرب و آمریکا از امام خمینی می‌ترسند؟ واقعیت این است که خیلی‌ها از او می‌ترسند، ولی چرا؟ زیرا امام خمینی زنده است و در میان ما با کلمات و کارهای خود به زندگی ادامه می‌دهد. بشریت شاهد انقلاب‌های زیادی است که بعضی از آنها موفق بوده و متأسفانه بعد از به هدف رسیدن این انقلاب‌ها اندیشه و نظریه خود را کاملاً عوض می‌کنند و جامعه را از راه درست منحرف می‌سازند. سرنوشت انقلاب‌های بزرگ فرانسه در سال 1789 / م و انقلاب روسیه در سال 1918 / م نظر ما را اثبات می‌کند.
امام خمینی با استفاده از دانش عمیق خود در علوم اسلامی، فلسفه و اقتصاد، علل عوض کردن اندیشه انقلاب را به ما معرفی کردند. هدف همة انقلابهای قبلی مادیت بود، مادیت یا داشتن چیزی. البته داشتن اشیا امر خوبی است، اما خطرناک هم هست و اگر هدف زندگی ما صرفاً داشتن باشد، به راحتی بنده ثروتمندان و حاکمان دنیا می‌گردیم. امام خمینی اولین شخصیتی است که حکومت سالم می‌سازد و می‌فرمایند: هدف ما آزاد کردن روح است و ما باید ثروت را در اختیار مردم بگذاریم تا دین‌شان را فراموش نکنند.
این حرف‌های امام خمینی ظالمان و حاکمان عالم را ترساند و آنها شکایت‌شان را از امام خمینی شروع کردند و پیش‌بینی این بود که ایران و مردم آن مخصوصاً انقلاب اسلامی ایران و اندیشه‌های آن بزودی نابود شود، ولی این پیش‌بینی به واقعیت نرسید و ایران فرهنگ قدیمیش را از دست نداد، بلکه امروزه به دومین قله اوج آن رسیده است.
ایران در هر جشنواره فیلم جایزه می‌گیرد، در ایران کتابهای زیادی از مؤلفان معاصر چاپ و ترجمه می‌شود. نمایشگاههای متعددی نیز تشکیل می شود و می‌خواهم به دوستان ایرانیم توصیه کنم که بیشتر از این نمایشگاهها در اروپا برگزار کنند، چون اروپا هنوز زنده است.
امام خمینی فرمودند: نوجوانان ما باید به بهترین دانشگاه‌های دنیا بروند و بالاترین پدیده‌های علم دنیا را یاد بگیرند تا هیچ وقت بنده ظالمان دنیا نشوند. نظریه امام خمینی درباره انقلاب همین است و ما باید سعی کنیم نصیحت‌های امام را گوش دهیم و آرزوهایش را تحقق ببخشیم.
نگرش استراتژیك امام در مطبوعات جهان
هفته نامه میدل ایست: دقیقا محاسبه نشده است كه عملكرد امام خمینى در ده سال گذشته تا چه حد در جهان اسلام اثر گذاشته است.
ولى شكى نیست كه ترس از همین مساله باعث‏شد تا صدام به ایران حمله كند و جنگى 8 ساله آغاز شود.
اشپیگل: حمایت‏سراسرى از امام خمینى بیشتر به دلیل زندگى بى تجمل او بود. فقط امام خمینى بوده است كه به اعتراف حتى دشمنانش در تمامى عمرش یك زندگى همراه با تواضع و محقر و دور از هرگونه تمایلات و تجملات دنیوى داشته و كوچكترین لكه سیاهى در شرح حال زندگى‏اش دیده نمى‏شود. آیت الله خمینى در ده سال قدرتش توانست همه چیز را به تحرك وادارد و با وجودى كه بنیادگرایى اسلامى قبل از او نیز وجود داشت، وى توانست آن را از مراكش تا اندونزى به یك نیروى سیاسى انقلابى تبدیل كند كه رژیمهاى مادى گرا و غیر روحانى را در فشار قرار دهد و حكام نفتى و ریاكار در خلیج فارس را به لرزه در آورد.
نگاهى به رویدادهاى گذشته نشان مى‏دهد تا به روشنى دریابیم كه آیت الله خمینى اهمیت استراتژیكى ایران را در معادله خاورمیانه بهتر از پرزیدنت كارتر ارزیابى كرده است. امریكا توجه نكرد كه ایران بالقوه، نقطه ضعیف سیستم منیت‏بین المللى اوست، ولى آیت الله خمینى این معنى را به روشنى دیده است. پیروزى او در تهران، فقط مرحله آغازین موجبى انقلابى بوده است كه وى امید دارد به سراسر منطقه كشیده شود. كارتر و مشاورانش پدیده خمینى را فقط دریافت ملى آن در نظر گرفتند. از این پس مسلم است كه ممالكى، از مصر و اسرائیل گرفته تا عربستان سعودى و عراق و امارات خلیج فارس، باید پى آمدهاى انقلاب ایران را تحمل كنند.
ویلیام لوئیس - مایكل لدین

شكست رسواى امریكا

بنوشته این روزنامه، اقدامات مداوم وى او را به دشمن شماره یك امریكا تبدیل كرد و به امریكاییان این درس را داد كه نمى‏توان رهبران جهان سوم را فقط به دست راستى یا دست‏چپى تقسیم كرد. (امام) خمینى همچنین ثابت كرد رهبرانى مى‏توانند پیدا شوند كه در فراسوى آنچه امریكا به عنوان كانالهاى فشار بر حكومتهاى جهان مى‏شناسد، بایستند.
روزنامه میانه رو "لاسویس" چاپ ژنو:
در سرمقاله‏اى نوشت میلیونها مسلمان شیعه در مرگ آیت‏الله خمینى به سوگ نشستند. اما غرب بیش از آنكه متاثر و متاسف باشد احساس آسودگى مى‏كند.
بى. بى. سى: آیت الله خمینى یكى از قدرتمندترین رهبران خاورمیانه در قرن اخیر بود او از سوى بنیادگرایان در سراسر جهان اسلامى به عنوان رهبر معنوى انقلاب اسلامى مورد احترام و تحسین بود.
اما بسیار كسان در غرب به او به چشم یك عارف خطرناك كه در آرزوى گسترش جهانى اسلام است مى‏نگریستند.
بى. بى. سى: صرف نظر از اندوهى كه ممكن است از مرگ هر انسانى پیدا شود و یا احترامى كه ما در غرب براى مردممان قائلیم این را نباید ناگفته گذاشت كه در مغرب زمین كسان بسیارى هستند كه پس از درگذشت آیت‏الله نفس راحتى خواهند كشید و خوشحال خواهند شد كه آیت‏الله دیگر زنده نیست.
رادیو امریكا: برخى از ایرانیان تبعیدى امیدوارند و پیش‏بینى مى‏كنند كه رژیم ایران به زودى زیر فشار جدال درونى بر سر تصاحب قدرت از یكسو و فشار مشكلات اقتصادى مملكت و نارضاییهاى اجتماعى كه از نتایج جنگ با عراق است، سقوط خواهد كرد.
خبرگزارى آلمان غربى: مرگ (امام) خمینى ایران را در آستانه یك جنگ قدرت قرار داده است.
تهران - خبرگزارى آلمان - 14/3/1368
آیت‏الله روح‏الله خمینى رهبر مذهبى ایران شنبه شب درگذشت و كشورش را در معرض یك جنگ قدرت فاجعه‏آمیز قرار داد.
رادیو امریكا: بسیارى از شخصیتهاى سیاسى ایرانى در تبعید گفتند كه درگذشت آیت‏الله بدون تردید به بى ثباتى بیشتر در ایران منجر خواهد شد و بعضیها پیش‏بینى كردند كه ممكن است این امر به جنگ داخلى بیانجامد.
روزنامه "الاخبار" نوشت كه امریكا انتظار بروز یك جنگ داخلى را در ایران دارد.
واشنگتن - خبرگزارى جمهورى اسلامى - 17/3/1368
مقامات و كارمندان امریكایى در یك اقدام احتمالا حساب شده در اظهار نظرات خود پیرامون رحلت رهبر كبیر انقلاب اسلامى، "جنگ قدرت داخلى و دوران ناآرام و شلوغى" را براى ایران پیش‏بینى نموده‏اند.
پاریس - خبرگزارى آلمان - 16/3/1368
جانشینان آیت‏الله خمینى با سرعتى كه خیلى از ناظران را متعجب كرده در صدد برآمده‏اند تا اختلافات خود را كنار گذارند و در برابر آنچه كه بعضى كارشناسان آن را به عنوان یك آینده نامطمئن براى جمهورى اسلامى توصیف مى‏كنند مشتركا تلاش كنند.
روزنامه انگلیسى ایندیپندنت: به ندرت اتفاق مى‏افتد كه یك مرد به تنهایى بتواند مسیر تاریخ را عوض كند لكن این درست همان كارى بود كه آیت‏الله خمینى از عهده آن برآمد.
روزنامه ترك زبان گارته: به نوشته این روزنامه "امام خمنى با حركت انقلابى خود در دل دنیاى غرب خوف و وحشت آفرید اما در میان ملت‏خود مظهر آنچنان عشق و مهرى بود كه امروز پنجاه میلیون ایرانى در غم رحلت او در ماتم فرو رفته است.
تلویزیون نروژ: دوشنبه شب در مشروح اخبار خود ضمن نشان دادن صحنه‏هایى از میلیونها عزادار ایرانى در تهران گفت تعداد عزاداران و سوگواران رحلت امام خمینى بیش از جمعیت مراسم عاشورا و تاسوعاى سال 1357 تهران و لحظات ورود امام است.
اكونومیست: مراسم تدفین امام را سوگوارى بى سابقه توده‏هاى ایرانى در غم رحلت رهبرشان خوانده است.
ارگان اتحادیه سوسیالیستهاى یوگسلاوى: در شماره‏هاى قبلى خود در یك سلسله مقالات از حضور توده عظیم مردم در مراسم تشییع پیكر مطهر امام خمینى شدیدا ابراز تعجب كرد و غم فراوان مردم و راههاى ابراز آن را در این مراسم مرتجعانه توصیف نمود. نویسنده مقاله حتى حضور هلیكوپتر در مراسم تشییع را محل تلاقى دنیاى مدرن و كهنه دانست و آن را بسیار تعجب برانگیز توصیف كرد.
تانیوگ خبرگزارى دولتى یوگسلاوى: اوضاع تهران پس از انتشار خبر رحلت امام خمینى را آرام توصیف كرد اما نوشت در شمال تهران زنان و مردان عزادار و سیاهپوش فراوانى به چشم مى‏خورند.
نیویورك تایمز: در مقاله‏اى تحت عنوان دوران بعد از جذبه در ایران نوشته است: در صفحه تلویزیون در گذشته هیچ‏گاه سابقه نداشته بود كه انبوهى از مردم تا این حد هیجان زده شده باشند كه در عمل حتى قسمتى از كفن آیت‏الله را پاره كنند این تصویرى بود كه انسان را به یاد عزاداریهاى دوران ایمان مى‏انداخت.
نیویورك پست: صحنه‏هاى عزادارى تهران نشانه‏اى است‏بر اینكه نفوذ خمینى از ایران به این زودیها رخت‏برنمى‏بندد.
سفیر سابق اسرائیل در ایران:
" (امام) خمینى معرف افراطیگرى شیعه بود كه اسلام متعصبانه را به مرزهاى ما آورد. اما این به این معنى نیست كه این تلقى از اسلام به زودى محو خواهد شد. "
"بى نظیر بوتو" نخست وزیر سابق پاكستان
"جمهورى اسلامى ایران براى ما از اهمیت‏بسیارى برخوردار است. پیامهاى امام خمینى در آینده نیز چراغ هدایت مسلمانان است و ملتهاى مسلمان در آینده نیز از پرتو نورانى افكار و اندیشه‏هاى والاى حضرت امام استفاده خواهند كرد. من ایران را كشور خودم مى‏دانم، همان‏گونه كه پاكستان مسلمان نیز كشور ایرانیها است. هیچ چیز بیشتر از این ما را خوشحال نمى‏كند كه ایران به عنوان یك كشور موفق قدرتمند در منطقه مطرح باشد. "

منابع:

عصر امام خمینی (رحمت الله علیه)، میر احمد رضا حاجتی
ماهنامه موعود
فصلنامه حضور
پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی راسخون