تبلیغات
روح الله - اندیشه انقلابى امام خمینى (رحمت الله علیه)
اندیشه انقلابى امام خمینى (رحمت الله علیه)


انقلاب ایران به سال 1979- 1978، در نوع خود و در تاریخ جهان بى‏نظیر است. در یكسوى این مبارزه تمام آحاد مردم (همگى بى‏سلاح و با دستان خالى) و در سوى دیگر آن مقتدرترین پادشاه خاورمیانه، ژاندارم غربگراى خلیج (فارس)، خاندان و اطرافیان او قرار داشتند كه از سوى ارتشى مدرن حمایت مى‏شدند. در ژانویه 1978 بحران، نظام شاهنشاهى را فراگرفت. بعد از سیزده ماه تظاهرات و راهپیماییهاى اعتراض‏آمیز و دسته‏جمعى كه به كشته شدن بیش از بیست هزار تن و زخمى و مجروح شدن بیش از صدهزار تن انجامید، بالاخره استبداد مطلقه خاندان پهلوى از هم فروپاشید.
فشار و شكنجه‏هاى طاقت‏فرسا از یكسو و گسترش و رواج فساد همچون غده سرطانى در قلب نظام سیاسى ایران و به خصوص فساد و آلودگى خاندان حكومتى، دو عامل عمده انقلاب محسوب مى‏شوند.
هر چند اقشار مختلف مردم در این مبارزه و اعتراض هم‏صدا و هم‏پیمان بودند ولى عنصر اساسى این نهضت، قیام اعتراض‏آمیز روحانیون شیعه و مسلمانى بودند كه توسط مراجع تقلید بزرگ رهبرى مى‏شدند. جهش، عمق و قاطعیت مخالفت و اعتراض، شور و شوق آزادیخواهانه انقلاب مردم ایران وسعت فوق‏العاده به خود گرفت‏براى مثال سه بار شاهد بودیم كه چیزى در حدود سه میلیون تن در شهرهاى بزرگ به خیابانها ریختند و علیه رژیم به تظاهرات و راهپیمایى پرداختند. بى‏شك این تظاهرات در میان مهمترین و عظیم‏ترین راهپیماییهاى مردمى قرار داشته و در طول تاریخ بى‏نظیر بوده‏اند. (1)
مجتهدان و مراجع بزرگ تقلید در این قیام و شورش نقش كاتالیزور را ایفا كردند بدین معنى كه حركتهاى عظیم مردمى از این نقطه هماهنگ و سازماندهى مى‏شدند و البته بدیهى است كه چهره برجسته این گروه از مراجع، شخص آیت‏الله روح‏الله خمینى [ره] بود. از قرن نوزدهم به این سو علما و روحانیون ایرانى بى‏وقفه در امور سیاسى دخالت كرده‏اند. (2) فتواى آیت‏الله شیرازى به سال 1891 مبنى بر تحریم تنباكو كه به لغو انحصار شركت‏بریتانیایى انجامید به عنوان اولین واكنش سیاسى روحانیون مذهبى محسوب مى‏شود. در سال 1906 اكثریت قریب به اتفاق روحانیون بلندپایه از نهضت مشروطه مردم ایران حمایت كردند و از آن پس نیز روحانیون مدام به عنوان قطبى مخالف و معترض مطرح بوده، به خصوص در جریان بحران قدرتهاى حاكم (در سالهاى 1890، 1921، 1950، 1953 و 1978) نقش خود را ایفا كرده‏اند.
مخالفت و اعتراض سیاسى علما در تاریخ معاصر ایران امرى ثابت و مستمر است. (3) روحانیون به عنوان تنها تشكل غیروابسته به حكومت، ریشه‏هاى مستحكم عمیقى در میان مردم داشته و به زبانى ساده و قابل‏فهم براى تمام مردم حرف مى‏زنند. با این حال نظریه حكومت روحانیت را براى اولین بار امام خمینى [ره] مطرح ساخت و بدین ترتیب دخالت علما و روحانیون مذهبى در امور سیاسى شكلى كامل به خود گرفت.
در سال 1963 آیت‏الله خمینى در راس حركتى مخالف با "انقلاب سفید" قرار گرفته، علنا در مقابل نظام سیاسى شاه اعتراض و ایستادگى كرد. وى همچنین رهبرى اعتراضات مردمى را نیز بر عهده گرفت. دستگیرى ایشان در ایام سوگوارى ماه محرم 1963 زمینه قیام و شورشى همگانى را فراهم آورد، شورشى كه با خشونت تمام در هم كوبیده شد. آیت‏الله خمینى امتیازات قضایى و تجارى را كه قدرتهاى استعمارى غرب در سرزمین ایران بر خود هموار كرده بودند، از آن جمله مصونیت قضایى نظامیان آمریكا در ایران، نوعى بازگشت‏به كاپیتولاسیون تلقى كرده و آنرا شدیدا رد كرد. لغو این امتیازات و انحصارات، انحلال پارلمان ایران در اكتبر 1964 را نیز به دنبال داشت.
اعتراض و موضعگیرى آیت‏الله خمینى در مقابل كاپیتولاسیون موجبات تبعید وى را به تركیه، عراق و بالاخره به فرانسه فراهم آورد. شكست ظاهرى حركت امام به تدریج موفقیت‏شایان ذكرى را برایشان رقم زد. چرا كه در سایه این حركت همگان و به خصوص روشنفكران از نقش و اهمیت روحانیت در حركتهاى سیاسى آگاهى پیدا كردند.
به طور قطع با در نظر گرفتن محتواى مباحث و فعالیتهاى سیاسى آیت‏الله خمینى، مى‏توان اذعان نمود كه ایشان راهى بسیار متفاوت و متمایز از روحانیت‏سنتى پیمودند. آیت‏الله خمینى در دهه شصت و در كلاسهاى درس خود در نجف اشرف ایده ولایت فقیه را پروراند. بر اساس این طرز تفكر جامعه اسلامى بدون حكومت اسلامى میسر نیست; تصویب لوایح و قوانین منطبق با شریعت‏به تنهائى كافى نیست‏بلكه جوهر حكومت نیز باید اسلامى باشند. همچنین احترام به "شریعت" صرفا در اتخاذ و تصویب یكسرى قوانین قضائى تشریفاتى خلاصه نشده، مستلزم اجرا و به كارگیرى عملى و دقیق آنها در كردار و رفتار است. "بیدارى اذهان" مفهوم اصلى آن است زیرا تغییر و تحول اجتماع بدون تحول انسانها مقدور نیست. فعالیتهاى انقلابى امام خمینى تمام محافل و مجامع شیعه را صرفنظر از معیارهاى ملیتى و دستگاههاى قدرتى بسیج كرد. "مبارزه در راه تشكیل حكومت اسلامى بر اعتقاد به ولایت فقیه متكى است." (4)
امام خمینى بعد از 15 سال تبعید و جلاى وطن با پیروزى و سرفرازى تمام به ایران بازگشت. اكثر محققین معاصر استقرار نظام انقلابى و اسلامى را احیاء اسلام تلقى مى‏كنند. احیاء اسلام در اوایل قرن پانزدهم هجرى قمرى نشانگر روح مبارزه‏طلبانه آیین تشیع است. سخنرانیهاى رهبر مذهبى و عالیقدر با تكیه بر موضوعات عشق و محبت كه از همان ابتدا مذهب شیعه با آن آشناست، مردم ایران را به وجد مى‏آورد. طرفداران اسلام نوین بر این باورند كه جوامع مسلمان كنونى در كام "جاهلیت" نوینى غلطیده‏اند و عبارت طاغوتى كه در انقلاب ایران به گوش مى‏رسید خود گویاى همین امر است. در جامعه، طرز فكر یا فرد طاغوتى بر هر آنچه دستورات خداوندى را انكار مى‏كند، اطلاق مى‏شود (طاغوت اسم بتى است كه در قرآن آمده است) . در همچون شرایطى "جهاد" در برابر تمام حكومتهائى كه فقط اسما اسلامى هستند، امرى مجاز و پسندیده است. براى استقرار جامعه‏اى اسلامى داشتن قدرت و نفوذ سیاسى امرى ناگزیر است. جامعه اسلامى عارى از سیاست و سیاستى عارى از "اخلاق اجتماعى" هرگز وجود ندارند. اسلام تنها در مجموعه‏اى از اعتقادات و باورها خلاصه نمى‏شود، اسلام نظامى جامع و كامل است. او مى‏خواهد اصلاحاتى در زندگى بشرى اعمال كند و براى نیل به این مهم و جامه عمل پوشیدن به خواسته‏هاى خود، نفوذ و قدرت سیاسى لازم است. (5) هدف عمده اسلام تاسیس جامعه‏اى منطبق با اخلاقیات مذهبى است.
امام خمینى [ره] مى‏فرماید: "طرز تفكر مبتنى بر حكومت اسلامى و یا به عبارت دیگر اعتقاد بر حاكمیت مطلق اسلام امرى تازه و مختص به زمان ما نیست و اسلام از همان اوان در صدد استقرار حكومتى خدایى در سراسر جهان بود. اهمال‏كاریهاى مسلمانان از یكسو و ظلم و تجاوز استعمار در طول قرنهاى متمادى از سوى دیگر موجب شده‏اند كه چنین كمال مطلوب تاكنون حتى مطرح هم نشود." (6)
در تصور شیعه مفاهیمى هست كه به سادگى مى‏توان‏اندیشه انقلاب را از آنها استنباط كرد: مفهوم تاریخ، هزاره‏گرى. طرز تفكر مبتنى بر عدالت اجتماعى، بى‏اعتبارى قدرتهاى گذرا و موقت، شهادت... اینها همه مفاهیمى هستند كه بنیانگزاران مكتب شیعه، خود الگوى عملى آنها بوده‏اند: شهادت حسین (ع) و یارانش در كربلا بدست مستكبرى نامشروع، چهره سیاسى زینب (ع)، خواهر حسین (ع) به عنوان یك زن مسلمان و... نمونه‏هایى از آنهاست.
برخلاف اهل تسنن، شیعیان واجد ساختارها و تشكلهایى هستند كه انتخاب اصلح، عالم، رهبر و مسلمان بهتر بر عهده آنهاست. چرا كه بنا بر اعتقاد شیعه، مقام مذهبى ذیصلاح و عالیقدرى باید بر مسند حكومت تكیه زند. بنابراین مساله حكومت مختص محافل مذهبى بلندپایه مى‏باشد و مطابق با همین‏اندیشه تنها امامان و فقها (ى جامع‏الشرایط) مى‏توانند با تشكیل و سازماندهى حكومتى، دستورات الهى را به كار بندند، نظامى شایسته اسلام اصیل تاسیس كرده، به مردم خدمت كنند. حكومت در نظر آنها چیزى جز دردسر و دغدغه‏خاطر بیش نیست. اما آنان ناگزیر باید این وظیفه را تقبل كنند. آنان موظفند این وظیفه "الهى" را به جاى آورند زیرا "ولایت فقیه" در اصل یك وظیفه است و عمل به یك دستور. (7)
آیت‏الله خمینى پویایى اسلام و لزوم توجه به مقتضیات عصر جدید در به كار بستن قوانین و تعلیمات اسلامى را مورد تاكید قرار مى‏داد. "اسلام مكتبى پویاست. پویایى اسلام از پویایى دستورات قرآنى ناشى مى‏شود" (8)
"ما متعصب نیستیم. دستورات قرآن ابدى و تغییرناپذیر هستند. علما موظفند دستورات قرآن را تفسیر كرده، چهره‏اى نوین و منطبق با زمان معاصر به آنها بدهند." (9)
دفاع از مستضعفان و محرومان در سرلوحه سیاست امام خمینى [ره] قرار داشت و بحثهاى سیاسى ایشان بر این اصل مهم استوار بودند و همین امر با موعظه‏هاى صرفا اخلاقى اكثر رهبران مذهبى مغایرت داشت. بدینسان تمام افرادى كه قربانى نظام امپریالیستى بودند و در فقر و فلاكت زندگى مى‏كردند، در اشتغالات فكرى و بحثهاى نظرى حاكمان و دیگر مسئولان حكومتى دوباره عزت نخستین را به دست آوردند و این یك تغییر اساسى در فلسفه حكومت محسوب مى‏شود.
سیاست مبتنى بر عدالت اجتماعى ایشان هرگز اهداف ضدامپریالیستى و به خصوص ضدآمریكایى را نیز فراموش نكرده بود. "باید سرنوشت ایران در تهران تعیین شود نه در واشنگتن، لندن یا مسكو". (10) بدین‏طریق ایران به صف كشورهاى غیرمتحد مى‏پیوست و همین امر موجب مى‏شد تا ایران چهره جدیدى در میان كشورهاى توسعه‏نیافته پیدا كند. كشورهایى كه نخست ایران را به عنوان كشورى ثروتمند و متحد با كشورهاى صنعتى به حساب مى‏آوردند. آیت‏الله خمینى [ره] مدام بر این اصل تاكید داشت كه اسلام اصالتا مخالف استبداد مطلقه است. در همان حال "انقلاب ایران تنها به سرنگونى نظام استبدادى نمى‏اندیشید بلكه استقرار پایه‏هاى جمهوریتى الهى و یا به عبارت دیگر استقرار جمهورى اسلامى هدف اصلى آن بود." (11)
جامعه باید آئینه تمام‏نماى یكتاپرستى و توحید باشد. اگر "یگانگى" اساسى‏ترین فرض وجود باریتعالى است، باید در جوامع بشرى نیز چنین فرضى به تحقق پیوندد. یك جامعه توحیدى نه به تقسیمات درونى (اجتماعى، نژادى، قومى یا ملیتى) پایبند است و نه بر وجود سیاستى مستقل از دستورات الهى ولو بصورت احتمالى.
در چنین جامعه‏اى حكمیت مطلق خداوند بر تمام جوانب زندگى فردى و اجتماعى انسان حكمفرما مى‏شود. به نظر امام خمینى " در آنچه ما (جمهورى اسلامى) مى‏نامیم، شرایط انتخابى و قواعد حاكم بر پایه قوانین اسلامى متكى هستند ولى چنین بیانى هرگز به مفهوم سلب انتخاب و اختیار ملى نیست." (12)
بعد از پیروزى انقلاب اسلامى نیز ایران خط مشى دیپلماتیكى معتبرى یعنى بیطرفى و عدم وابستگى محض را برگزید: "حكومت اسلامى آزاد و مستقل خواهد بود... ما نه به سوى غرب و نه به سوى شرق تمایل و گرایش نخواهیم داشت. آرزومندیم جمهورى اسلامى بیطرف و غیروابسته باقى بماند. ما با تمام كشورها تا زمانیكه در امور داخلى ما مداخله نكنند، روابط دوستانه خواهیم داشت." (13)

پی نوشت :

1. James BILL ، انقلاب ایران: گذشته، حال، آینده. سیاست‏بین‏المللى شماره 6، 80- 1979.
2. Yanne RICHARAD ، اسلام شیعه، اعتقادات و ایدئولوژیها. سال انتشار 1991، ص 122.
3. Bernard HOURCADE ، "ایران: انقلاب اسلامى یا جهان سومى؟ " انتشاراتى Herodote ، 36، 1985، ص 140.
4. آیت‏الله خمینى، حكومت اسلامى (نامه‏اى از امام موسوى)، تهران 1356، ص 19.
5. خورشید احمد، مقدمه‏اى بر A. MAUDLIDI ، قانون اسلامى، 1966، ص 5.
6. آیت‏الله خمینى... مجموعه گفتار موسوى، شماره 1، ص 19.
7. آیت‏الله خمینى... "حكومت اسلامى"، ص 60.
8. آیت‏الله خمینى... موضوع مبحثى در روزنامه اطلاعات، 27/6/1979
9. آیت‏الله خمینى... مصاحبه‏اى با روزنامه Le Monde ، 20/1/1979
10. آیت‏الله خمینى... در P. BALTA و C. RULLEU "ایران شورشى" 1979، ص 79.
11. آیت‏الله خمینى... سخنرانى در شهر قم، 23/5/1979، چاپ در روزنامه Le Monde 26/5/1979
12. آیت‏الله خمینى... "مجموعه گفتار موسوى" شماره 1، ص 24.
13. آیت‏الله خمینى... در "كیهان هوایى"، 303، 24/1/1979، ص 12

منبع: www.hawzah.net