تبلیغات
روح الله - امام خمینى و نظم عادلانه جهانى
امام خمینى و نظم عادلانه جهانى


صحبت درباره ضرورت وجود نظم نوین جهانى همچنان به عنوان یكى از بحث‏ برانگیزترین مسائل جهان است. طى دو هفته گذشته تفكر جدیدى در مورد ضرورت فورى وجود تغییرات، الگوهاى جدید همكارى و مشاركت و وابستگى متقابل و همزیستى، به عنوان نوش دارویى جهت مقابله با تهدیدهاى مختلف متوجه بقاى بشر، ارائه شده است. این تفكر جدید ناشى از تغییر شكل تصادفى و پیش بینى نشده جهان و تحمیل ارزشهاى عجیب به مردم جهانى است كه همه جاى این جهان را تسخیر كرده‏اند. تهدید اصلى متوجه بقاى بشر، جهان دو قطبى كمونیسم و كاپیتالیسم به همراه جنگ سرد، جنگ ستارگان، بحرانهاى انرژى، بحرانهاى اخلاقى و نابودى بشر بود. جهان اسلام به نحو اسف انگیزى در دام افتاد و مخصوصا در این بحرانها مورد هدف قرار گرفت.
به دنبال آن، تكرار صداى ناقوس مرگ آشفتگى مسلمانان كه در سرزمینهاى اسلامى و جهان اسلام به گوش مى‏رسید بسیار غم‏انگیز بود. در اوج این سردرگمى موهن و عكس العمل سازمان نیافته مسلمانان سراسر جهان، خداوند متفكرى سرنوشت‏ساز، انسانى با انگیزه و الهام بخش و فردى فعال كه دگرگون كننده موقعیت آن زمان بود به‏نام آیت‏الله خمینى را از ایران برانگیخت. فردى كه كار و زندگیش نه تنها اعتماد به نفس مسلمانان را به آنان بازگرداند بلكه بعد جدیدى را جهت تفكر معرفى كرد و حداقل قطب سوم یعنى اسلام را جز موارد مورد بحث جهان قرار داد. خلاصه مطلب آنكه، امام خمینى براى تغییر نظام سیاسى جهان كار و زندگى كردند و در ظرف دو دهه، فعالیت‏خود را با ایجاد انقلاب اسلامى كامل كرده و درزمانى كه مسلمانان امید خود را جهت مشاهده مجدد اسلام از دست داده بودند، كشورى اسلامى را بنیان نهادند. بنابراین امام خمینى اساس اعتماد به نفس مجدد در مسلمانان ، امید تازه براى بقاى اسلام و مسلمانان، روش جدید مقابله مسلمانان با دشمنان و نیاز ضرورى تفكر جدید مسلمانان با توجه به حمله اگاهانه و جهانى دشمن علیه ما را بنیان نهادند.
این مقاله مسائل مربوط به زندگى و فعالیتهاى امام خمینى در مورد جنبش احیاگرى اسلامى و سرنوشت و مسئولیتهاى مسلمانان را - با توجه به ركود فكرى ما، در مواجه با جنگهاى پیشرفته، چند جانبه و خستگى ناپذیر بررسى مى‏كند. این مقاله به پنج‏بخش تقسیم مى‏شود كه در هیچ یك از این بخشها درباره امام خمینى مستقیما مطلبى عنوان نشده چرا كه جهان هم اكنون ایشان و جمهورى اسلامى ایران را مى‏شناسد. و بیدارى جدید میان مسلمانان از سال 1979 تاكنون و تلاش تازه كفار جهت ریشه كردن اسلام نابود نشدنى، شواهدى از شخصیت پیچیده و پویاى امام خمینى است. بخش اول اسلام قبل از ظهور امام خمینى را با تاكید بر موقعیت مسلمانان در آن زمان مورد بحث قرار مى‏دهد. گستاخى كفر و كفار جهت تاسیس مجدد جهان كفر پس از آنكه ایشان به طور موفقیت آمیزى به مخالفت‏با آنان پرداخته و در صدد جایگزینى آن با جهانى بهتر براساس دستورات خداوندى یعنى اسلام برآمدند و نیز انحطاط اسلام مورد توجه قرار گرفته آنچنانكه این سقوط به كفار دل و جرات بخشید اما شجاعت امام خمینى و بیش از آن دستورات اسلامى قاطع موجب حیرت آنان شد.
بخش دوم واكنش مسلمانان و جهان را نسبت‏به موقعیت اسلام جدید امام خمینى و نیز تعریف جدید جهان را بررسى مى‏كند.
بخش سوم تاثیرات نظم نوین جهانى را با توجه به حمله بى‏امان جدید به اسلام و مسلمانان - شامل بحرانهاى خلیج فارس و خاورمیانه و تبلیغ تروریسم، تحجر افراطگرایى و فرقه‏گرایى میان مسلمانان - را كه منجر به ضعف، تفرقه، انحطاط و بى‏ارتباطى بیشتر مى‏شود مورد بحث قرار مى‏دهد.
بخش چهارم با توجه به مسائل امروز خواستار تامل جدى رهبران و اندیشمندان مسلمان در قبال این مسائل مى‏شود.
بخش پنجم با فرا خواندن جهت‏برقرارى وحدت اسلامى جهانى، غیر قوم گرا، غیر نژاد پرست و نیز جهانى شدن مسلمانان از طریق گفتگوهاى مداوم و ارائه نوع دیگرى از جهان، نتیجه مى‏گیرد كه امام خمینى به هیچ منطقه جغرافیایى و یا اصل و نسبهاى مادى تعلق نداشتند، بنابراین ایشان هرگز نمى‏میرند.

1 - 1 - حكم خداوند براى مسلمانان و اسلام

هنگامیكه خداوند مى‏خواست آدم را خلق كند به فرشتگانش فرمود: "من در زمین خلیفه‏اى خواهم گماشت. (سوره دوم قرآن آیه 30) . " در این جمله مسائل مهمى، سرنوشت و وظایف بشر را تحت تاثیر قرار مى‏دهد. خداوند نفرموده است كه "خلق مى‏كند" بلكه فرموده است "مى‏گمارد". این به این معنى است كه هرگونه تسهیلاتى جهت‏بقا و موفقیت‏بشر براى وى مهیا شده است. خداوند همچنین این موضوع را در آیه 70 از سوره 17 از قرآن تایید نموده و بر استلزامات معنوى اختلافات در نعمات الهى تاكید مى‏كند این در حالى است كه مسئله خلافت را نیز (آیه 165 سوره 6) مورد تاكید قرار مى‏دهد. سپس خداوند وعده وراثت قدرت را مى‏دهد به شرط آنكه بشر بدرستى ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد. (قرآن ، سوره 24 آیه 55) . گرچه در همین آیه خداوند وعده زوال كسانى را مى‏دهد كه به سوى كفر گرویده‏اند.
بنابراین خلاصه حكم خداوندى براى مسلمانان این است كه ما به عنوان جانشینان وى بر روى زمین هستیم. این مسئله به این مطلب اشاره دارد كه ما باید مسئولیت ایجاد بهشت‏بر روى زمین را به عنوان گواهان مردم بر عهده بگیریم. (سوره 2 آیه 143 و سوره 22 آیه 78 از قرآن) . بنابراین توجه ما، در زندگى باید بر روى فعالیتهاى دائمى و پیوسته جهت انجام اقدامات پیشرونده متمركز باشد، اقداماتى كه جنگل جهانمان را تغییر داده و مبدل به بهشتى خواهد كرد كه توسط خداوند توصیف و توسط آدم تجربه شده است. خلاصه آنكه ما اربابان جهان مادى هستیم كه به منظور ساختن آن مطابق با خواسته خالق، با سعى و تلاشمان باید بر آن چیره شویم كه این تاثیر جدى و عمده عبادت و جهاد است.
مسلمانان اولیه، با توجه به رهبرى كامل و بهره‏مندى از روشى مطمئن جهت كسب موفقیت در اجراى تعهدات خلافت، شهادت و بندگى خداوند مهربان، اسلام را كاملا درك كرده بودند.
آنان مى‏دانستند كه تنها با انجام چنین مسئولیتهایى است كه خداوند را، به حقیقى‏ترین شكل عبادت كرده‏اند و از لحاظ مادى نیز در این دنیا موفق شده و در جهان آخرت نیز در كسب سعادت ابدى موفق خواهند شد.
مسلمانان اولیه علیه تمامى مشكلات مبارزه كرده و اربابان بزرگ جهان، معلمان بشریت و حاملان قانونى تمدن حقیقى شدند، آنان جهان خود را مبدل به بهشت كردند. از جهان خود لذت بردند و لذت مزبور را به جهانهاى دیگر نیز ارائه دادند. بر بیشتر قسمتهاى جهان مسلط شده و موجب بهره‏مندى و لذت بردن بشر از نعمت عبادت واقعى در اسلام شدند.

2 - 1 - نسل آینده

كسانى كه به دنبال نسل اولیه آمدند به لذت بردن از فواید مادى ثمره تلاش و مبارزه نسلهاى اولیه پرداخته و در نظام سیاسى، اجتماعى و اقتصادى كه حاصل خون و عرق نسل اولیه بود در رفاه زندگى مى‏كردند. آنان جهت‏برقرارى این نظام هیج‏گونه كمك و مشاركتى نداشتند. زمانى كه فقط به مسائل عبادى و عرفانى و برخى موارد به مسائل فرهنگى و هنرى تاكید مى‏كردند در واقع آغاز انحطاط و تباهیشان بود.

3 - 1 - سلطه غرب

زمانى كه مسلمانان درباره پاكى خون پشه بحث مى‏كردند، جهان غرب بهترین هنر اسلام كه توسط اكثریت مسلمانان رها شده بود را فراگرفته بود. سلطه غرب كه با جنگهاى صلیبى آغاز شده بود با امپریالیسم، استعمارگرى و اسارت كامل زمینها، مغز، اندیشه و همه چیز مسلمانان به اوج خود رسید.
در اوج سقوط مسلمانان، آنان از خواب بیدار شده، با اشغال و اسارت دموكراسى، حكومت پارلمانى، كاپیتالیسم، سوسیالیسم، رفاه‏طلبى و دیگر "ایسم"هاى مربوطه، متوجه واقعیتهاى پیشرفته كفر شدند جهان اسلام شكست‏خورد و تا سال 1925تمامى ارزشهایمان از دست رفته بود.

4 - 1 - واكنش مسلمانان

تعداد معدودى از مسلمانان آگاه كه نسبت‏به این وضع اسف بار واكنش نشان دادند اكثرا آشفته، نابسامان و ناتوان بودند. در برخى موارد فرصت طلبان جهت‏شكست هرچه بیشتر مسلمانان و پیچیده‏تر كردن مشكلات از وضعیت عادى سؤاستفاده مى‏كردند. شاید بتوان از طریق سخنان ضیاءالدین صدار تصویر تقریبا كاملترى از شرایط مزبور را درك كرد:
"نظم اجتماعى كه اكثر اوقات در كشورهاى اسلامى اجرا مى‏شود بطور پیوسته تنش زا، اغلب نابسامان و خشن و گاهى اوقات بى‏اعتبار است. همواره تعداد افراد معدودى هستند كه علیه سلطه تحمیلى ایسم‏هاى گوناگون و براى آنچه كه به نظر آنان ارزشها و معیارهاى اسلامى است، مبارزه مى‏كنند. اما اكثریت در اقیانوس تغییرات اجتماعى و استبداد تكنولوژیكى ازریشه درآمده و سرگردانند و با معیارهاى اخلاقى غرب درگیر شده دیدگاهها و عادات اجتماعى كاملا بیگانه را پذیرفته و اغلب در جرم و فساد و خشونت و شرارت در حال غرق شدن هستند.
سیاست‏براى توده‏هاى مسلمان مبدل به بازى حاصل جمع صفر شده است. بازیى كه در آن، آنان براى از دست دادن هرآنچه كه دارند و بدست آوردن هیچ چیز به پا مى‏خیزند. نظام هرچه كه باشد، رهبرى، ایدئولوژى انقلابى را به منظور اهداف پوزش خواهانه بكار مى‏برد. این امر به عنوان توجیه كاربرد آنان از قدرتشان و نیز به عنوان وسیله‏اى جهت تثبیت این قدرت یا بطور خلاصه به عنوان "افیون" جدید مردم عمل مى‏كند، بنابراین مسلمانان از روز استقلالشان تاكنون تحت‏حكومت اقلیت نخبگان بودند. نخبگان مسلما احساس خودستایى و دارا بودن قدرت مطلق مى‏كردند. آنان اهداف محدود و زودگذر را به دستورات جهانى تبدیل كرده بودند. سنت‏گرایان، نوگرایان، پیشرفت و توسعه تكنولوژیكى، ناسیونالیسم، دموكراسى همه و همه سهم مهمى را در استیلاى اكثریت مسلمانان توسط اقلیت نخبگان داشت.
متاسفانه ، مسلمانان با رضایت غیر قابل باورى نادانى خود را مى‏پذیرند و تا حدودى هم به آن افتخار مى‏كنند. آنان در بحران حاد اجتماعى، اقتصادى و سیاسى بسر مى‏برند. با این وجود به گونه‏اى شگفت انگیز احساس كاذبى از امنیت را در خود بوجود آورده و گسترش داده‏اند. خواندن قرآن حتى اگر معنى آن را هم نفهمند برایشان رحمت و بركت‏به همراه مى‏آورد. این كاخهایى كه بر روى شنهاى ناپایدار قرار دارند بر درك كوته‏بینانه و خارج از مبحث اسلام بنا نهاده مى‏شود. " (ضیاءالدین صدار: آینده تمدن مسلمانان صفحات 71 - 69) "
نتیجه چنین وضعیت تاسف بارى، سرگردانى و یاس و دلسردى در میان جوانان بود كه منجر به نا امیدى آنان در مورد احتمال مشاهده مجدد اسلام مى‏شد.

5 - 1 - ظهور امام خمینى

در اوج این نا امیدى بود كه امام خمینى ظهور كردند. ایشان در بازگرداندن مفاهیم جدید اسلام مبارزه كردند، رنج كشیدند و نهایتا موفق شدند. موفقیت ایشان در ایران كه با سقوط نهایى شاه و بنیانگذارى جمهورى اسلامى ایران به اوج خود رسید براى مسلمانان و بطور كلى براى جهان داراى مفاهیمى بود و هنوز نیز هست. یكى از این مفاهیم بازگشت اعتماد بنفس و امید در افكار مسلمانان سراسر جهان است و اینكه هنوز نیز اسلام در تمامى زمانها مطرح، عملى و حقیقى است. مورد دیگر شوك وارده بر كل جهان است كه در نتیجه تحقق كشورى اسلامى در اواخر قرن بیستم در ایران بوقوع پیوست. دنیا مجبور بود ضرورت وجود اسلام و نظم نوین جهانى را در دستور برنامه جهان بفهمد و درك كند. بنابراین امام خمینى (ره) با پیروزى انقلابى اسلامى، نظم نوین جهانى را بنیان نهادند و در نتیجه یك جهان سه قطبى با شالوده‏اى جهت‏برقرارى جهان واقعى دو قطبى اسلام و كفر ظاهر شد. موفقیت امام خمینى صرفا در بنیانگذارى و ارائه كشورى اسلامى به ایرانیان نبود بلكه به مسلمانان جهان نیز نوید برقرارى جهان عادلانه را مى‏دادند. جهان عادلانه‏اى كه در پى پیروزى كشورى اسلامى در مقابل و علیرغم تسلط عمیق و فراگیر غرب و نیز تحت الشعاع قرار دادن كلى مسلمانان جهان در آن زمان حاصل مى‏شد. این اقدام حتما مورد مخالفت قرار مى‏گرفت. این مخالفت نهایتا با در نظر گرفتن انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، به شكل تحریك جهان بویژه تحریك مسلمانان علیه ایران و نیز ایجاد مخالفت و تفرقه میان مسلمانان ظاهر شد. جنگ عراق علیه ایران نمونه كوچك اقدام جهان كفر علیه اسلام است; و نیز نمونه تلاشهاى مذبوحانه كفار جهت جلوگیرى از برقرارى نظم عادلانه جهانى، نظمى كه مورد درخواست انقلاب اسلامى بوده و امام خمینى نیز آن را عنوان نمود و آشكارا جهت‏برقرارى آن به مبارزه پرداخت. از آنجایى كه مسلمانان جهان بویژه جوانان با آغوشى گرم و هیجانى وصف ناپذیر از انقلاب استقبال مى‏كردند، ضرورت متوقف كردن چنین تحركى كه توسط جهان اسلام علیه جهان كفر مطرح شده بود ضرورى‏تر مى‏نمود.
هنگامى كه تبلیغات ضد خمینى گرایانه به موجى از تبلیغات خمینى گرایانه در ایالات متحده امریكا مبدل شد، جهان كفر قادر نبود كه تحت تاثیر قرارگرفتن اسرار آمیز كل جهان را با "درد خمینى" تحمل كند. ضرورت و عشق به اسلام و امام خمینى جنبه هیجان انگیزى را شامل مى‏شد. جهانیان از درك این مطلب كه مردى كه آنان فكر مى‏كردند هنوز در گذشته زندگى مى‏كند در حقیقت در تفكر از آنان پیشى گرفته و گوى سبقت را در امید دادن، براى برقرارى عدالت، آزادى و صلح از آنان ربوده است، متعجب و حیران شدند. جهان كفر دست از فعالیت‏خود برنداشت‏بلكه با حمله به امام خمینى و احیاء اسلامى كه ایشان مجددا آن را ارائه كرده بودند، حمله چند جانبه‏اى را علیه اسلام آغاز نمود. این حمله بى‏امان، واكنش مخرب جهان اسلام نسبت‏به انقلاب، امام و مردم ایران را به همراه آورد و عواقب ناشى از آن نیز بر روحیه مسلمانان و آینده تمدن اسلامى تاثیر سؤ داشت. كمك مسلمانان به كفار آنان را در از بین بردن هرچه بیشتر امید مسلمین جهت‏بقاى اسلام یارى مى‏رساند.

1 - 2 - مسلمانان و بازتاب جهان

آنچنانكه در بخش قبلى ذكر شد در ابتدا جهان اسلام جهت ضرورت برقرارى نظم عادلانه جهانى كه مورد درخواست اسلام بود و به طور موفقیت آمیزى توسط انقلاب اسلامى در ایران با صراحت عنوان و پایه‏ریزى شده بود، با احساساتى سازنده و ندایى لرزاننده نسبت‏به انقلاب واكنش نشان دادند. اما با وجود نگرش جمعى منفى مسلمانان كه زاده فعالیتهاى فرقه‏گرایى و نیز تبلیغات علیه ایران، امام و بطور كلى اسلام بود، این احساسات و علایق بزودى ناپدید شدند.
بعضى از مسلمانان، افكار منفى خود را از طریق تبلیغات مفاهیم فرقه‏گرایى شیعه گرى آغاز كردند كه تا حدودى نیز به امام خمینى نسبت داده مى‏شد به نظر چنین گروههاى مسلمانى، امام پیروز شدند چراكه ایشان اسلام را تبلیغ نمى‏كردند بلكه شیعه گرایى را تبلیغ مى‏نمودند. مفهوم آنان از شیعه‏گرایى "كفر" است و امام و تمامى حامیان ایشان نیز كافر تبلیغ مى‏شدند. این واكنش خطرناك عمدتا كاهش احساسات و دلسردى نهایى مسلمانان از انقلاب را فراهم كرده بود. نوشته‏هایى نیز در توضیح و تشریح و مبارزه علیه ایران و گرایشات فرقه شیعه آن نوشته شد: به نظر من اهمیت استنباط چنین موقعیتى به اندازه اهمیت درك علت و هدف اقدام مزبور نیست. اگرچه مسلمانان بیشتر متفرق شده و وفادارى به اسلام خدشه دار شد، اگرچه شور انقلاب در برخى از جوانان مسلمان به سردى گرایید و برخى نیزنهایتا به وضع بد گذشته برگشتند لكن غم‏انگیزترین جنبه تبلیغات، عدم درك علت و هدف چنان سؤ تفاهمى بود. جهان كفر، رهبران قدیمى مسلمان را جهت معقول جلوه دادن شیعه‏گرایى به عنوان كفر فریب دادند و همزمان در مجبور ساختن بعضى از ایرانیان جهت اشاعه گرایشات نفاق افكنانه موفق شدند. بنابراین با استفاده دشمنان از تمامى مفرهاى معمول جهت ایجاد ترس و نفرت و فرار از اسلام یا فرار از كفرى كه ایرانیان بدان متهم مى‏شدند میان مسلمانان، احساسات و نظرات وحدت‏گرا نابود مى‏شد.
این واكنش و عواقب آن با توجه به ركود فكرى مسلمانان و اشتباه نابسامان سیاسى كه دشمنان را در نفوذ میان ما و تقریبا نیل به اهدافشان كمك مى‏كرد، باید تفهیم شود. واكنش مسلمانان مظهر واكنش جهان كفر شده است این واكنش تبلیغات رنگارنگى بود با رنگهاى اصلى و پر قدرت سیاه، خاكسترى و سفید. چنین وضعیتى با تبلیغات خارجى و فعالیت گسترده رسانه‏هاى گروهى علیه اسلام و بیدارى اسلامى كه مظهر آن ایران بود، حمایت مى‏شد. سعى مى‏شد تا نور خداوندى تحت عنوان نظم عادلانه جهانى كه امام خمینى در زندگى و فعالیتهایشان بر برقرارى آن اصرار مى‏ورزیدند، خاموش شود، اما با این كوشش با شكست مواجه شد. بجاى آن اسلام پیروز، قطب اصلى شد كه به مبارزه با قطب كاپیتالیسم پرداخت و جهان حقیقتا دو قطبى شد.

1 - 3 - تاثیرات نظم نوین جهانى

امام خمینى با برقرارى انقلاب اسلامى مفهوم تازه‏اى به اسلام بخشیدند. دیگر جهان، اسلام را به عنوان دینى كه مربوط به قرن هفتم باشد نمى‏دید. اسلام به عنوان نیرویى فعال، نظامى سیاسى، نظمى جهانى، نظمى عرفانى، طریقى باطنى، نظامى عادلانه و حقیقتا روشى كامل و یكه تاز جهت رسیدن به زندگى ثمر بخش و فعال شناخته شد. این مفاهیم جدید اسلام در عین حال مفاهیم جدیدى براى جهان نیز محسوب مى‏شد. این امر جهاد غیر قابل تصورى بود. دو ابزار اصلى كه امام خمینى در كسب موفقیت چشمگیرشان در بسیج جمعى میان دیگران بكار مى‏بردند كنترل ماهرانه مراسم جماعت و دیگر عبادات جمعى اسلام و ارائه مفهوم دگرگونى و تبدیل براساس مفهوم ارائه شده توسط قرآن بود، آنجا كه در آیه 11 از سوره‏13 قرآن مى‏فرماید: "خداوند حال هیچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند. " سیره و روشهاى امام خمینى (س) و استعدادهاى درخشان ایشان به خاطر كج فهمى‏هاى بعضى از افراد، بسیار خطرناك جلوه‏گر شده بود. تاثیر این كج فهمى و بى‏توجهى نابجا در مورد رازى بنام "خمینى" حقیقتا براى جهان مستاصل كفر در مبارزه تلخ بقاگران تمام مى‏شد.
بنابراین جهان به دو طریق واكنش نشان داد: حق السكوت و براه اندازى جنگ. موفقیتهاى اقدامات امام خمینى روش و استراتژى جدیدى را جهت مقابله با خطر تهدید مسلمانان بوجود آورد. یك راه تبلیغات رسانه‏هاى ارتباط جمعى جهت مایوس كردن مسلمانان از عشق ورزیدن به اسلام بود و دیگرى جنگها و بحرانهاى گوناگونى بود كه توسط جهان كفر و به منظور تضعیف منافع مسلمانان هوشمند اسلام براه انداخته و حمایت مالى مى‏شد. بنابراین نامهاى دیگرى كه عموما به اسلام و مسلمانان نسبت داده مى‏شود بعد باجگیرى جنگهاى روانى است. یك مسلمان فعال یا متحجر است‏یا افراطى و یا تروریست. و این یا جنگى در خلیج فارس است‏یا نیرویى در فلسطین، لبنان و یا "حمله تروریستى" در امریكا. همه اینها به عنوان پیام اصلى و مركز توجه انقلاب باید به نحوى با ایران در ارتباط باشد.
جنبه غم انگیز این تاثیر، ایجاد اسلام بشدت نژادپرست است اگر ایرانیان عرب بودند شاید دشمنان تا این حد موفق نمى‏شدند. شاید اگر هرگز شیعه‏گرایى وجود نداشت جهان اسلام علیه ایران و امام این طور موفقیت‏آمیز به فریب‏كارى نپرداخته و بسیج نمى‏شدند.
مهمترین تاثیرات چنین فرقه‏گرایى و نژادپرستى اسلام توسط مسلمانان، موجب ضعف، تفرقه، زوال و بیهودگى ما شده و منجر به نابودى واقعى خودمان خواهد شد. اما بهترین اثر آن بویژه پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروى، ایجاد جهان حقیقتا دو قطبى اسلام و كفر است. بنابراین بنیان نظم عادلانه جهانى به طور موفقیت آمیزى بنا نهاده شده بود.

4 - مسائل مربوط به انحطاط مسلمانان و درخواست تامل جدى

امام خمینى زندگى كرده و رحلت نموده است. فقط آثار ایشان جهت درك بیشتر و پیشرفت در این زمینه‏ها براى ما باقى مانده است. اینكه یك جا جمع شویم و در مدح و ستایش فردى موفق سخنانى بگوئیم و سپس محل مزبور را ترك كنیم ارزش ندارد. بلكه اگر بتوانیم این موفقیتها را گسترش داده و مرزهاى موفقیت را درهم نوردیم كار با ارزشى انجام داده‏ایم. در راستاى همین حقیقت است كه من موارد زیر را جهت تامل جدى اندیشه‏مندان مسلمان سراسر جهان به عنوان گامى جهت جاودانه ساختن آثار سودمند امام ارائه مى‏دهم.

1-4- گرایشهاى مسلط و الگوهاى با نفوذ

منظورم از این عنوان این است كه مسلمانان باید میان جهان پویا و همواره در حال تغییر واقعیتهاى تعادلى را بیابند. جهانى كه چارچوب منبع مطلق و غیر قابل تغییر اسلام یعنى قرآن و سنت را در آن عملى سازیم. سوالى كه بر سر راه دیگر مسائل مربوط وجود دارد این است كه آیا مسلمانان مى‏توانند اجازه دهند كه همچنان مسائل نژادى، فرقه‏گرایى و متعصبانه به طور مداوم و پیوسته ما را از هم جداسازد در حالى كه جهان كفر هر روز علیه ما متحد شده و هماهنگ مى‏شوند؟ بخاطر داشته باشید كه حضور اتحادیه اروپا و دیگر حركتهاى جهان‏شمول بى‏دلیل نبوده بلكه علیه اسلام هستند.

2 - 4 - تقلید در مقابل اجتهاد

آیا مسلمانان مى‏توانند بسته بودن مداوم درهاى اجتهاد را تحمل كرده و اجازه دهند كه پیروى برده‏وار و غیر مترقى تقلید، ما را در این دنیاى در حال تغییر نابود كند؟ آیا ما مى‏توانیم شرایط توانفرسا و غیر ممكن ممانعت از اجتهاد پویا و مترقى در جهان همواره در حال تغییر و محتاجمان را تحمل كنیم؟

3 - 4 - تكنولوژى اطلاعاتى و جهانى شدن كفر در مقابل قوم‏گرایى اسلام

در دست گرفتن قدرت و كنترل اسلام و مسلمانان توسط یك گروه نژادى به دو گرایش خطرناك منجر شده است: نظام فئودالى متفكرانه مسلمانان توسط اعراب و دلسردى اندیشه‏مندان مسلمان درباره امكان سربلندى و شركت ثمربخش مسلمانان در جهان. بنابراین نظم عادلانه‏اى كه توسط امام خمینى پیش بینى شده بود، در میان مسلمانان با این گرایشهاى زبانى، نژادى و تفرقه‏انگیز مبدل به موضوعى ناممكن شد. آیا ما مى‏توانیم در دهكده جهانى زندگى كنیم و تعمدا (از روى آگاهى) خود را از ارتباط با دیگران محروم كنیم؟

4 - 4 - مادى كردن معنویات و معنوى كردن مادیات

مسلمانان به طور شگفت آورى دنیایشان را به دو بخش مادى و معنوى تقسیم كرده‏اند. اگر بخواهید سهمى در پیشرفت اسلام داشته باشید دنیوى هستید و یا اگر بى‏اراده و بى‏ارتباط با دیگران باشید معنوى هستید. فرضیات اشتباه درباره معنویت و رشد معنوى به این فرضیه گمراه كننده منجر شده است كه "آنچه كه دنیوى و مادى است نمى‏تواند الهى باشد و بالعكس" این كه اسلام در صدد اصلاح شدن است اما امروزه بگونه‏اى عجیب به دلیل تهدید جهان كفر و نیز موفقیتهاى مادى آنان این امر بر مسلمانان تحمیل مى‏شود یك توطئه است.
آیا ما مى‏توانیم اجازه دهیم كه چنین سرطانى رشد كند؟

5 - 4 - كوچك شمردن تقدیر

مسلمانان بقدرى تقدیر را پر اهمیت جلوه داده‏اند كه ما مطیع شده و هر آنچه را به عنوان حكم خداوند یا پیامبرمان عنوان مى‏شود مى‏پذیریم. عواقب چنین اعتقادى را با توجه به ارتباط مسلمانان در جهانى رقابت طلب بهتر مى‏توان دریافت.
نتیجه تمامى این بیماریها در میانمان از این قرار است: كناره‏گیرى متفكران و اعضاى فعال مسلمان از شركت فعال و ترقى‏خواهانه، ترس از مارك دار شدن به عنوان دشمن منافع گروه‏ها یا قطبهاى ویژه‏اى از مسلمانان كه منجر به عقب نشینى و زوال فكرى مى‏شود كه این امر نیز خود باعث اطاعت محض مسلمانان در مقابل تحقیر و ستمى خواهد شد كه از طریق اعتقاد به تقدیر و پیش‏گوئیهاى زمان دچار آن شدند. تمامى این موارد بر گریز اجتماعى و ستایش واقعى كفر و مفاهیم و سازمانهاى اروپایى امریكایى دلالت دارد. سازمان ملل متحد و نمایندگان این سازمان، صندوق بین‏المللى پول و اعضاى وابسته به آن و ملازمان مستقیم آنان از بحث در مورد ایمان و سرنوشت هراسناكند، . ما در چنین شرایطى قرار داریم. زیرا عرفان را به غلط در نقطه مقابل دنیا و فردگرایى قرار داده‏ایم. مدتهاى مدیدى است كه ما عاطل و باطل مانده‏ایم و به كاهلى فكرى عادت كرده‏ایم و در نتیجه همچنان به عدم ارتباط با دیگران ادامه داده و همچنان به فرار از نظم عادلانه‏اى كه امام خمینى مطرح كردند ادامه مى‏دهیم.

نتیجه

این مقاله دلیل سقوط مسلمانان، فساد و بیچارگى آنان را تحت عنوان ركود فكرى و كاهلى مورد تاكید قرار داده است. این مقاله با استفاده و با توجه به شخصیت، زندگى و اقدامات امام خمینى - به عنوان مظهر ازخودگذشتى، معرفت، عمل و استقامت - راه حل را توضیح مى‏دهد. ایشان تلفیقى از یك سرباز و فردى روحانى بودند. ایشان زمانى ظهور كردند كه جهان اسلام همه امیدش را براى بقا و احیاء مجدد از دست داده بود. ا یشان با اخراج حیرت انگیز شاه از ایران و تكمیل انقلابى كه در جمهورى اسلامى ایران بوجود آمد دستور برنامه جهان را تغییر داد. این نقطه اوج فراخوانى امام خمینى جهت‏برقرارى نظم عادلانه جهانى است كه مسلمانان سراسر جهان را جذب كرده و آنان را از خواب غفلت‏بیدار نمود. این هدف همزمان جهان كفر را علیه اسلام حساس كرده و دیدگاه استراتژى جدیدى را جهت مقابله با اسلام به آنان ارائه داد. آنان موفق نشدند. اما شاید موفق شوند مگر اینكه ما راه امام خمینى را ادامه دهیم. امام خمینى بیش از اینها مى‏توانستند، و باید توسط مسلمانان جهان معرفى شوند اما اسلام باید جهانى غیر قوم گرا و غیر ژادپرست‏شود بنحوى كه مسلمانان بدون ترس از برچسب غیر قرآنى بودن و باج‏گیرى به مسلمانانى جهانى مبدل شوند. این تنها راه رسیدن به نظم عادلانه‏اى است كه توسط امام خمینى عنوان شده و این تنها راهى است كه یاد امام را همواره زنده نگاه خواهد داشت.