تبلیغات
روح الله - امام خمینی و جوانان
امام خمینی و جوانان


دوران جوانی از ویژگیهایی همچون پاكی, صداقت, شجاعت و عشق و شور برخوردار است و از آن به عنوان بهترین ایام در زندگی هر انسان یاد می شود. در این دوران است كه «جوان» با توجه به فطرت پاك و خداجوی خویش آماده پذیرش كمالات, فضیلتها و ارزشهای انسانی و الهی است.در معارف دینی, نسبت به این دوران توجه و تاكیدات خاصی شده است. پیامبر اسلام (ص) در روایتی می فرماید: «ان الله یحب الشاب الذی یغنی شبابه فی طاعه الله ; خداوند دوست می دارد جوانی را كه دوران جوانی خویش را در راه بندگی خدا سپری كند.» 1مردان الهی و علمای بزرگ كه هر یك به مراتب علمی و معنوی نایل شدند و مسیر كمالات را طی نمودند و همچون چراغ فروزانی گشتند كه انسانهای بسیاری از محضر آنان به كسب فیض و معنویت پرداختند, دوران جوانی خویش را به بندگی خداوند و تضرع به درگاه الهی و اجتناب از گناهان و معاصی سپری نمودند و نفس اماره را به اطاعت خویش در آوردند.
با مروری به زندگانی امام خمینی در دوران جوانی و نیز خاطراتی كه دوستان و آشنایان ایشان نقل می كنند, این حقیقت به خوبی روشن می گردد كه آن بزرگوار این دوران از زندگی خویش را با ایمان, تقوی, بندگی خدا و پرهیز از گناهان گذرانده است. مراقبتها و توجهات دوران جوانی ایشان بود كه از او عبد صالح خدا ساخت و بدین وسیله بود كه توانست در میان اقشار مختلف مردم ایران به خصوص جوانان تاثیر گذارد.
ایشان در دوران جوانی در كنار تحصیل علوم رایج حوزه های علمیه, از درس اخلاق و عرفان بزرگان حوزه همچون آیت الله شاه آبادی بهره می برد و در درس اخلاق عارف بزرگ مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی كه در منزل برای خواص می گفت, شركت می نمود و به كسب معنویت و تقوی می پرداخت.
مرحوم حضرت آیت الله سیدمحمد صادق لواسانی كه از دوستان قدیمی و دوران جوانی امام است و از سال 1342 هجری قمری با امام آشنا و مرتبط بوده, از روحیه تعبد و معنویت امام چنین می گوید: «در ماه مبارك رمضان و به خصوص شبهای متبرك, عبادتهای دسته جمعی داشتیم از جمله مرحوم صدوق, آقای بروجردی و مرحوم آل آقا نیز حضور داشتند كه تا نزدیك سحر به طول می انجامید.» 2
وی همچنین می گوید: «ایشان به نافله ها و نماز شب و شب زنده داری ملتزم بودند, همیشه افراد را از غیبت نهی می كردند حتی غیبت هایی كه در اذهان بعضی از افراد بلامانع بود, خودشان نیز ملتزم بودند كه غیبت نكنند.»
رمز نفوذ امام در جوانان
آن پیر فرزانه كه با استفاده صحیح از فرصتهای جوانی خویش, بر نفس خود مدیریت یافت, در اجتماع نیز این توفیق را بدست آورد كه بر مردم و بخصوص جوانان مدیریت كند و در قلبهای آنان نفوذ كند. در اینجا این سئوال مطرح می شود كه رمز و راز نفوذ امام در قلوب مردم بخصوص جوانان در چیست
در پاسخ به این سئوال باید دو نكته را متذكر شد:
1 ـ تا زمانی كه انسان بر نفس خویش مدیریت پیدا نكند, نمی تواند بر دیگران مدیریت نماید و در آنها نفوذ نماید. اگر امام خمینی توانست در میان ملت ایران بلكه مردم جهان به خصوص در قلبهای پاك و با صفای جوانان ایران جای گیرد و آنان را شیفته و مجذوب خویش نماید, جز به واسطه مدیریت ایشان بر نفس خویش نبود. از این رو بود كه با یك پیام و اشاره ایشان, جوانان در دوران مبارزات انقلابی علیه رژیم پهلوی و نیز صحنه ها و عرصه های گوناگون نظام پس از تشكیل نظام جمهوری اسلامی بخصوص دوران دفاع مقدس به صحنه آمدند.
2 ـ امام خمینی همواره نسبت به جوانان برخوردی صمیمانه و همراه با مهربانی داشت و این نیز در جذب جوانان به سوی ایشان تاثیر بسیاری داشت.
آیت الله كریمی از برخورد صمیمانه و دوستانه امام خمینی با گروهی از جوانان چنین می گوید: «یكی از شبها در حرم مطهر امیرالمومنین (ع) جماعتی از دانشجویان مسلمان اروپا برای دیدار با امام آمده بودند كه ظاهر آنها به تعبیر ما یك ظاهر ناپسندی در محیط ما بود, چه از نظر وضع و قیافه و لباس و چه از نظر طرز برخورد و صحبت. لیكن ما شاهد بودیم كه امام به گونه ای با آنها برخورد كردند كه گویی با دوستان قدیمی شان نشسته اند و مشغول صحبت می باشند. آنها آنچنان مجذوب امام بودند كه پس از چند دقیقه صحبت با یك دنیا نیرو و ایمان و امید از كنار ایشان برخاستند.» 3
آن بزرگوار, علما و روحانیون را نیز توصیه می كردند كه برخوردی محبت آمیز و دوستانه با جوانان داشته باشند هر چند آنان به بیراهه می روند. «علما و روحانیون ان شاالله به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خود آشنا هستند ولی از باب تذكر و تاكید عرض می كنم امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی مان احساس می كنند كه می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند,. با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند. و اگر بیراهه می روند, با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید. و باید به این نكته توجه كنید كه نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یكباره به وادی تردید و شك انداخت. اینها كه امروز اینگونه مسائل را عنوان می كنند. مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد, والا داعی ندارند كه خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه ای است كه خود فكر می كنند. به جای پرخاش و كنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد كنید. اگر قبول هم نكردند, مایوس نشوید.» 4
ایشان با برخوردهای شایسته و مناسبی كه با قشر جوان داشت, آنان را به سوی دین و معارف و ارزشهای اسلامی جذب كرد و از آنان نیروهایی مومن, متعهد و انقلابی و فداكار تربیت كرد و آنان را در خدمت اسلام و انقلاب گرفت.
امام خمینی كه همواره با قشر جوان در ارتباط بود به مناسبتهای گوناگون آنان را به همان مسیری كه خود در جوانی طی كرده بود یعنی راه ایمان و تقوی و صداقت دعوت می نمود و دلسوزانه آنان را به سوی هدایت و رستگاری دعوت می كرد. به خصوص در دهه پنجاه كه اقدامات ضداخلاقی و فرهنگی و معارض با ارزشهای اسلامی از سوی رژیم به اوج خود رسیده بود, تمامی دستگاههای تبلیغی و فرهنگی رژیم در تلاش به منظور به انحراف و تباهی و فساد كشیدن جوانان بودند, امام خمینی ضمن معرفی ماهیت ضددینی رژیم شاه, جوانان را نسبت به فعالیتهای تخریبی و انحرافی آنان آگاه و هوشیار ساخت.
حساسیتها و توجهات بسیار ایشان نسبت به رشد جنبه های روحی و معنوی در میان جوانان, موجب شد كه در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی, تحول چشمگیری در جوانان به وجود آمد و گروه عظیمی از خداجویان رهیده از ارزشهای پست و حیوانی, راه سعادت و نیك بختی خود را در تهذیب نفس و سیر الی الله جستجو كردند. نفس مسیحایی امام عاشقان و دلدادگانی را در میان جوانان پرورش داد كه بسیاری از اهل ریاضت و سیر و سلوك به حال آنان غبطه می خوردند.
آنان كه در سالهای دفاع مقدس در جبهه های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شركت داشتند به خوبی مطلع و آگاهند كه جوانان غرق در فساد دوران طاغوت, چگونه از رهبر خود, دستور می گرفتند و با آگاهی و شناخت كامل به سوی جبهه های نبرد می شتافتند. و سنگرها را به محل عبودیت و بندگی و راز و نیاز و نمازهای عاشقانه و عرض ارادت به اهلبیت پیامبر اسلام تبدیل كردند. و این جز به بركت تحولی كه خداوند به دست عارفی كامل و انسانی وارسته همچون امام خمینی به وجود آورد, نبود.
امروزه نیز اگر جوانان برومندی را می بینیم كه با معنویت و ارزشهای اسلامی رابطه ای نزدیك دارند و از انحرافات و مفاسد و منكرات كه از هر سو آنان را محاصره كرده, به دور می باشند, به بركت تاثیراتی است كه آن مرد الهی در جامعه ایران از خود برجای گذارد.
در اینجا به منظور آشنایی بیشتر جوانان با رهنمودهایی كه امام خمینی به این قشر عزیز در رابطه با اهمیت دادن به دوران جوانی و توجه به معنویت متذكر شدند, چند نكته را یادآور می شویم:
جوانی, فرصتی طلایی
جوان از قلبی پاك, لطیف و با صفا برخوردار است, لذا قابلیت پذیرش هر نوع اخلاق نیك و بد و هر نوع زشتی و زیبایی را به راحتی دارا می باشد. از اینرو می توان با توجه و دقت, از ورود زشتی ها و اخلاق ناپسند به آن جلوگیری كرد.
در روایتی از امام باقر آمده است كه «هر بنده ای دردلش نقطه سفیدی است كه چون مرتكب گناه گردد نقطه سیاهی در آن پیدا می شود, سپس اگر توبه كند آن سیاهی از بین می رود لكن اگر به گناه ادامه دهد, آن سیاهی افزایش یابد تا روی سفیدی را بپوشاند و چون سفیدی پوشیده شود, دیگر صاحب آن دل هرگز به خیرنگراید.» (5)
انسان كه در دوران جوانی آماده پذیرش هر نوع فكر و روشی است و هنوز, گناهان و رذائل در دل او ریشه نكرده است, به خوبی می تواند با درایت و اندیشه, مسیر خویش را به سوی كمال و معنویت سوق دهد و با استفاده از فرصتهای جوانی, تا حدود زیادی خویش را در برابر انحرافات و كژی ها بیمه نماید.امام خمینی می فرمایند: «هان ای عزیز, از خواب بیدار شو, از غفلت تنبه پیدا كن و دامن همت به كمر زن, و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار.» (6)
چه بسیار افرادی كه این دوره از زندگی خویش را با وعده های شیطانی و خیالات و اوهام سپری كنند و خود را با لذائذ زودگذر دنیایی و خوشیها سرگرم نموده با خود گویند كه وقت برای عبادت و بندگی و توبه باقی است. در حالیكه اینها وسوسه های شیطانی است كه انسان را از عبودیت پروردگار باز می دارد و به بندگی شیطان می كشاند, امام در توصیه به فرزندش مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی می فرمایند: «پسرم تا نعمت جوانی را از دست ندادی فكر اصلاح خود باش كه در پیری همه چیز را از دست می دهی.» (7)
باتوجه به اینكه انسان در ایام جوانی از قدرت و توانایی كافی و اراده قوی برخوردار است بهترین زمان برای عبادت و بندگی خدا و مبارزه با رذائل و مفاسد اخلاقی میباشد. به مرور این قوا رو به ضعف و تحلیل میرود و هر مقدار كه شیاطین و نفس اماره در قلب انسان بیشتر رسوخ كند و قویتر گردد, قدرت و اراده ضعیفتر و راحت تر تسلیم می گردد.
امام خمینی پند و اندرز استاد عرفان خود آیت الله شاه آبادی به شاگردانش را چنین نقل می كند: «تا قوای جوانی و نشاط آن باقی است بهتر می توان قیام كرد در مقابل مفاسد اخلاقی و خوبتر می توان وظایف انسانیه را انجام داد. مگذارید این قوا از دست برود و روزگار پیری پیش آید كه موفق شدن در آن حال مشكل است.» (8)
جوانی و خودسازی
انسان دارای تمایلات و غرایز فراوان و نامحدودی است. اگر انسان خواسته های نفسانی خویش را در محدوده موارد مباح و جوایز شرعی قرار دهد, راه صحیحی را پیموده و به سعادت و رستگاری خواهد رسید و الا در گمراهی و ضلالت قرار می گیرد.
انسان مومن باید همواره در راه اصلاح خویش, با نفس اماره مبارزه نموده و نفس را با بندگی خدا, مطیع خویش گرداند. بهترین زمان برای مهار نفس, دوران جوانی است كه انسان از قدرت و توان كافی برخوردار است. امام خمینی خطاب به جوانان متذكر می شوند: «شما جوانها بهتر می توانید تحصیل نفس كنید, شما به ملكوت نزدیكتر هستید از پیرمردهالله هزاران جوان اصلاح می شوند و یك پیر مرد نمی شود نگذارید برای ایام پیری, حالا كه جوان هستید سیر خودتان را بكنید, شروع كنید الان.» (9)
نیز می فرماید: «انسان اگر در جوانی تهذیب كرد خودش را, شده است, اگر بگذارد تا به پیرمردی برسد, هم قوای خودش ضعیف می شود و هم آن درختی كه در دل انسان شیطانی كاشته است قوی می شود و آن درخت قوی را نمی شود با یك اراده ضعیف انسان بكند.» (10)
جوانی بهار توبه
یكی از دستورات موكد دینی, توصیه و ترغیب به توبه و پشیمانی از گناه و بازگشت به سوی خداست. انسان مومن, نباید هیچگاه خود را با وعده های شیطانی و خیالات و اوهام فریب دهد. و با غفلت, از گناهان عبور كرده و خویش را به توبه در دوران پیری وعده دهد.
«جوانی» بهترین فرصت برای توبه است. اگر انسان از این دوران طلایی بدون توبه گذشت ایام ناتوانی و پیری بسیار مشكل خواهد بود.
پیامبر اسلام (ص) در روایتی می فرماید: هیچ چیز نزد خداوند محبوب تر از جوانی كه توبه كند, نیست.» (11)
امام خمینی می فرمایند: «بهار توبه ایام جوانی است كه بار گناهان كمتر و كدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقصتر و شرایط توبه سهلتر و آسانتر است... پس ای عزیز! هر چه زودتر دامن (همت) به كمر بزن و عزم را محكم و اراده را قوی كن و از گناهان, تا در سن جوانی هستی یا در حیات دنیایی می باشی, توبه كن و مگذار فرصت خدا داد از دستت برود, و به تسویلات شیطانی و مكاید نفس اماره اعتنا مكن.» (12)
سخن را با قطعه شعری زیبا از امام خمینی به پایان می بریم:
ما را رها كنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سینه ای كباب
عمری گذشت در غم هجران روی دوست
مرغم درون آتش و ماهی برون آب
هر چه فرا گرفتم و هر چه ورق زدم
چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب
هان ای عزیز, فصل جوانی بهوش باش
در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خواب
این جاهلان كه دعوی ارشاد می كنند
در خرقه شان به غیر منم تحفه ای میاب
ماعیب و نقص خویش و كمال و جمال غیر
پنهان نموده ایم چو پیری پس خضاب
1 ـ میزان الحكمه, ج 5 ص 9
2 ـ پا به پای آفتاب, ج 4, ص 130
3 ـ برداشتهایی از سیره امام خمینی, ج 1, ص 35
4 ـ صحیفه امام, ج 21, صص 98 ـ 99
5 ـ بحارالانوار, ج 73, ص 332
6 ـ تبیان, دفتر شانزدهم, ص 9
7 ـ همان, ص 29
8 ـ همان, ص 9
9 ـ همان, ص 17
10 ـ همان, ص 23
11 ـ میزان الحكمه, ج 5, ص 8
12 ـ تبیان, دفتر شانزدهم, ص 10
اگر امام خمینی توفیق یافت در میان ملت ایران بلكه مردم جهان, به خصوص در قلبهای پاك و باصفای جوانان جای گیرد و آنان را شیفته و مجذوب خویش نماید, جز به واسطه مدیریت آن بزرگوار بر نفس خویش نبود.
حساسیتها و توجهات بسیار امام نسبت به رشد جنبه های روحی و معنوی در میان جوانان, موجب شد كه در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی, تحول چشمگیری در جوانان به وجود آمد. نفس مسیحیایی ایشان, عاشقان و دلدادگانی را در میان جوانان پرورش داد كه بسیاری از اهل ریاضت و سیر و سلوك به حال آنان غبطه می خوردند.
امام خمینی: انسان اگر در جوانی تهذیب كرد خودش راه شده است. اگر بگذارد تا به پیر مردی برسد, هم قوای خودش ضعیف می شود و هم آن درختی كه در دل انسان, شیطانی كاشته است قوی می شود و آن درخت قوی را نمی شود با یك اراده ضعیف, انسان بكند.