تبلیغات
روح الله - احیای فرهنگ شهادت، دستاورد بزرگ نهضت امام راحل
احیای فرهنگ شهادت، دستاورد بزرگ نهضت امام راحل


در مکتب توحید، آن چیزی دارای ارزش و ماندگاری است که در راه خدا و برای خدا شکل گیرد. هر مقدار از عمر انسان که برای خدا صرف شود. هر کاری که برای خدا انجام گیرد، مالی که در این راه هزینه شود. از ارزش واقعی و ماندگاری برخوردار است و در این راستا هر چه انجام کاری برای خدا سخت تر و نیت خالص تر باشد ارزش و اثر آن بیشتر است. بنابراین هر گونه اهتمام و تلاش در راه خدا مصداق جهاد فی سبیل الله است.
در این مکتب، از خود گذشتگی در راه خدا و دفاع از حق در بالاترین حد، ارزشگذاری شده است و فرهنگ ایثارگری و شهادت طلبی در متن اسلام از درخشش و ویژگی برجسته ای برخوردار است. دستاورد اساسی حضرت امام خمینی در رهبری انقلاب اسلامی، احیاء اسلام ناب محمّدی(ص) و مهمترین ویژگی آن احیاء فرهنگ شهادت و ایثارگری بود.
با مروری گذرا در فرایند نهضت امام خمینی و قوام نظام اسلامی به خوبی می توان دریافت که اگر فرهنگ شهادت طلبی و ایثارگری نبود، نه انقلاب به پیروزی می رسید و نه نظام اسلامی دوام می یافت، همانگونه که در صدر اسلام نیز اگر این ویژگی نبود نه اسلام شکل گرفته بود و نه دوام می یافت.
بنابراین موضوع شهادت و ایثارگری سکه پربهایی است که در یک روی آن باید والاترین ارزشهای الهی را مشاهده کرد و در روی دیگر آن دستاوردها و آثار و برکات بی بدیل را.
شهید در لغت به معنی گواه، حاضر، ناظر و... و در اصطلاح دینی به کسی اطلاق می شود که با انتخاب آگاهانه، و بر اساس حجت شرعی، در راه خدا به شهادت می رسد و در قانون اساسنامه بنیاد شهید انقلاب اسلامی این گونه تعریف شده است، «شهید به کسی گفته می شود که جان خود را در راه انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن یا دفاع از کیان جمهوری اسلامی در مقابل تهدیدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار نثار نموده یا می نماید.»

شهادت قلّه کمال

شهادت از برترین واژه های فرهنگ اسلامی و از مقدّس ترین مفاهیم معارف الهی است. شهادت اوج کمال انسان است، آنگاه که انسان تمام هستی خود را یکجا نثار معبود می کند و قطرة وجودش به دریای بیکران هستی مطلق می پیوندد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «فوق کلّ ذی برٍّ برٌّ حتی یقتل فی سبیل الله، فاذا قُتِلَ فی سبیل الله فلیس فوقه برّ؛(1) بالاتر از هر خیر و نیکی، خیر و نیکی وجود دارد تا انسان در راه خدا کشته شود که بالاتر از کشته شدن در راه خدا، خیر و نیکی یافت نشود.»
همچنین پیغمبراکرم(ص) فرمود:
«اشرف الموت قتل الشهادة؛(2) شهادت برترین مرگ ها است.»
و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: «لوددت انّی اُقتَل فی سَبیل الله، ثمّ احیا ثمّ اُقتَل ثمّ اُحیا ثم اقتل ثمّ اُقتَل؛(3) دوست دارم در راه خدا کشته شوم (نه یک بار و دو بار که) بارها کشته شوم و زنده شوم و باز هم کشته شوم.»
حضرت امیراملؤمنین علیه السلام در مقام دعا و درخواست از خداوند متعال عرضه می دارد: «نسأل الله منازل الشّهداء؛(4) از خداوند جایگاه شهیدان را طلب می کنم.»

مقام شهید

شهید مصداق عینی شهادت است با انتخاب آگاهانه و در کمال خلوص، هستی خود را یکجا به آفریدگار جهان تقدیم می کند و به سرچشمة بقا و حیات، پیوند می یابد.
درک مقام شهید از توان و ظرفیت فهم ما خارج است و تنها منبع وحی الهی است که شمه ای از این مقام را برای ما بازگو فرموده است: «ولا تقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیل الله اَموات بل احیاء ولکن لاتشعرون؛(5) برای کسانی که در راه خدا کشته می شوند نگویید مردگانند (کلمه اموات را درباره شهدا به کار نبرید) بلکه آن ها زنده اند، لکن شما درک نمی کنید.»
این آیه ضمن آن که بر زنده بودن شهدا تأکید می ورزد، درک این مقام را از حیطة شعور و فهم بشر در این دنیا خارج می شمارد. در حالی که در آیه فوق از به کار بردن تعبیر اموات در مورد شهدا نهی می کند، در آیه ای دیگر از پندار مرده بودن آنان نیز نهی فرموده است که نه فقط به زبان نگویید آن ها مرده اند بلکه به دل نیز راه ندهید.
«ولا تحسبنَّ الَذین قُتِلوا فی سَبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربّهم یرزقون؛(6) کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده می پندارید، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.»
امام خمینی(قدّس سرّه) در این زمینه می فرماید: «اگر نبود در شأن و عظمت شهدای معظم فی سبیل الله جز این آیه کریمه، که با قلم قدرت غیب بر قلب مبارک نورانی سید رسل صلی الله علیه و آله وسلّم نگاشته و پس از تنزل مراحلی به ما خاکیان صورت کتبی آن رسیده است، کافی بود که قلم های ملکوتی و مُلکی شکسته شود و قلبهای ماواری اصفیاءالله از جولان در حول آن فرو بسته شود. ما خاکیان محجوب یا افلاکیان چه دانیم که این «ارتزاق عند الرّب شهدا» چی است. چه بسا مقامی باشد که خاص مقربان درگاه او جلّ و علا و وارستگان از خود و ملک هستی باشد، پس مثل من وابسته به علائق و وامانده از حقایق چه گویم و چه نویسم، که خاموشی بهتر و شکستن قلم اولی است.»(7)
امام خمینی همچنین پیرامون نکاتی از همین آیه می فرماید: «در این آیه کریمه بحث در زندگی پس از حیات دنیا نیست که در آن عالم همه مخلوقات دارای نفس انسانی به اختلاف مراتب از زندگی حیوانی و مادون حیوانی تا زندگی انسانی و مافوق آن زنده هستند، بلکه شرف بزرگ شهدای در راه حق، «حیات عند الرّب» و ورود در «ضیافة الله» است.
این حیات و این ضیافت را با قلم های شکسته ای مثل قلم من نمی توان توصیف و تحلیل کرد، این حیات و این روزی غیر از زندگی در بهشت و روزی در آن است. این لقاء الله و ضیافة الله می باشد. آیا این همان نیست که برای صاحبان نفس مطمئنه وارد است «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنّتی» که فرد بارز آن سید شهیدان سلام الله علیه است.»(8)
«از شهدا که نمی شود چیزی گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهة مستانه شأن و در شادی وصولشان «عند ربّهم یرزقون»اند، و از «نفوس مطمئنه ای» هستند که مورد خطاب «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» پروردگارند. اینجا صحبت از عشق است و عشق؛ و قلم در ترسیمش بر خود می شکافد.»(9)
درباره مقام شهید احادیث بسیاری از معصومین علیهم السلام نقل شده است که در اینجا به مواردی از آن ها اشاره می شود.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:
«ان الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کلّ آتیةٌ منیّتُه کما کَتَبَ الله لَه فَطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته؛(10) خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرر فرموده است و هر کدام به اجل مقرر خود به آنگونه که خدا مقدّر فرموده می رسند. پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و کشتگان در راه اطاعتش.»
امام زین العابدین علیه السلام از قول جدش رسول الله(ص) می فرمود:
«ما من قطرةٍ احبُّ الی الله عزّوجلّ من قطرة دمٍ فی سبیل الله؛(11) هیچ قطره ای در پیشگاه خداوند محبوب تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود، نیست.»
از پیغمبراکرم(ص) نقل شده که فرمود:
«...و اول من یدخل الجنة شهید؛(12) اول کسی که وارد بهشت می شود، شهید است.»
امام صادق علیه السلام از طریق پدرانش از جدش رسول الله(ص) نقل فرموده:
«ثلاثة یشفعون الی الله یوم القیامة فیفشَفِّعُهم الانبیاء ثم العلماء ثمّ الشهداء؛(13)
سه گروه روز قیامت شفاعت می کنند و شفاعت آنان مورد پذیرش خداوند قرار می گیرد: انبیاء، علما، و شهداء.»
همچنین از پیغمبراکرم(ص) نقل شده که فرمود: «یشفع الشهید فی سبعین فی اهله؛(14) شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.»
امام خمینی دربارة شفاعت می فرماید: «جلوه شفاعت شافعان در این عالم، هدایت، آن ها است و در آن عالم، باطن هدایت شفاعت است. تو از هدایت اگر بی بهره شدی از شفاعت بی بهره ای و بهر قدر هدایت شوی شفاعت شوی.»(15)
با توجه به معنی شفاعت و رابطه آن با هدایت در این دنیا و نقشی که شهدا در امتداد انبیاء و علماء برای هدایت مردم ایفا می کنند، جایگاه رفیع شهدا را می توان دریافت. اگر در حدیث اخیر سخن از شفاعت هفتاد نفر از اهل شهید آمده است اولاً کلمه هفتاد ظاهراً اشاره به کثرت است و وسعت دائره شفاعت شوندگان در آخرت وابسته به دائره هدایت شوندگان از شهادت شهید در این دنیا است و ممکن است شهادت شهیدی مانند امام حسین علیه السلام منشأ هدایت میلیون ها میلیون انسان در این دنیا و شفاعت آنان در آخرت شود. ثانیاً به کاربردن تعبیر اهل در حدیث مزبور اشاره به اهلیت شفاعت شوندگان دارد که با نظر امام خمینی مبنی بر تطابق بین ظاهر و باطن شفاعت همسو می باشد. آن چنانکه شفاعت حضرت نوح در مورد پسرش به درگاه خداوند پذیرفته نشد به دلیل آن که در فرهنگ قرآن «انه لیس من اهلک؛(16) او اهل حضرت نوح نبود!»

وظیفه جامعه نسبت به شهید

از آنجا که شهید برای خدا و در راه خدا، هستی خود را برای نجات و سعادت جامعه فدا می نماید، هر چند پاداش اصلی خود را از خداوند دریافت می کند، اما بنابر حکم عقل، جامعه نیز به لحاظ حقی که شهید بر گردن آنان دارد. مدیون شهید است و باید با تمام وجود دَین خود را در قبال شهید ایفاء نماید.
زنده نگهداشتن یاد و نام شهید و بزرگداشت زمان و مکان شهادت و مدفن و الگوسازی از شخصیت و سیرة زندگی و حماسة ایثارگرانة شهید، بخشی از وظائف جامعه نسبت به شهید می باشد.
این نکته افزودنی است که فایده انجام این نوع وظائف عمدتاً به خود مردم باز می گردد و در حقیقت این ما هستیم که نیازمند شهدا هستیم نه آن که شهدا نیازمند بزرگداشت ما باشند. اجر و مقامی که شهدا نزد پروردگارشان دارند با بزرگداشت یا غفلت مردم از آنان کم و زیاد نمی شود. بزرگداشت و تکریم شهید در جامعه یعنی بزرگداشت و تکریم فرهنگ شهادت و تمام نیکی ها و ترویج روحیه ایثارگری و فداکاری برای ارزش ها و دفاع از جامعه و سرزمین اسلامی. فرهنگ و روحیه ای که قوام بقاء جامعه و نظام و سرزمین اسلامی، همواره نیازمند به آن می باشد. و این مطلبی است که تمام ملل و کشورها در چارچوب جهان بینی و ارزشهای خود به منظور حفظ استقلال و دفاع از موجودیتشان در برابر بیگانگان و مهاجمان مورد توجه و اهتمام جدی آنان قرار دارد.

منزلت خانواده شهید

خانواده شهید از جهات مختلف، دارای مقام و منزلت ویژه ای در پیشگاه خداوند و در نظام و جامعه اسلامی می باشد. پدر و مادر شهید با توجه به این که معمولاً بیشترین نقش را در تربیت شهید ایفاء و با داشتن بیشترین علاقه به فرزند خود او را تقدیم خدا کرده اند از ارزش والایی برخوردار می باشند. والدین، مخصوصاً مادر، بطور طبیعی آنچنان علاقه ای به فرزند خود دارند که عادتاً برای حفظ فرزندشان حاضرند همه چیز خود را فدای او کنند و می توان گفت والدین، فرزند خود را از جان خود بیشتر دوست می دارند. این بیت از شعر سعدی بهترین توصیف حالت بدرقه والدین به هنگام عزیمت فرزندانشان به سوی جبهه است.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
بنابراین والدین مخصوصاً آنانی که با طیب خاطر و بر اساس اعتقادشان فرزندانشان را از زیر قرآن عبور داده و بعد از شهادت آنان نیز صبورانه، رضایت خود را در برابر تقدیر الهی ابراز و از این که خداوند این افتخار ار نصیب آن ها فرموده خود را سربلند و مفتخر می بینند، شاهدان عینی فرهنگ شهادت و ایثار و ره یافتگان وصال حقند.
همسر شهید نیز که افتخار همزیستی با شهید را داشته و شریک زندگی و پشتیبان و سرپرست خود را به ظاهر از دست داده و بار نگهداری و تربیت فرزندان شهید و مسؤولیت حفظ کرامت و عظمت شهید را در جامعه به دوش گرفته، به همراه فرزندان شهید به عنوان یادگاران شهید که نزدیکترین نسبت و انتساب را به او دارند، منزلت و جایگاه برجسته ای را نزد خداوند و مردم دارند.
مجموعاً می توان گفت مشابه همان فاصله ای که شهید و مقتول فی سبیل الله نسبت به مقتولین در مسیر طاغوت دارد. بین خانواده آن ها نیز وجود دارد و نمودی از این تفاوت و فاصله را در مقایسه بین خانواده های شهدای ایران و بازماندگان مقتولین جنگ ها در بسیاری از کشورهای دیگر می توان به دست آورد. در حالی که بازماندگان مقتولین آن جنگ ها بعد از جنگ به عوامل عمدة نارضایتی و بحرانهای اجتماع و اخلاقی تبدیل می شوند و ما شاهدیم خانواده های شهدای انقلاب اسلامی همچون خاندان شهدای کربا ادامه دهندگان راه شهدا و از پشتیبانان اصلی نظام و ارزشهای اسلامی هستند به گونه ای که میزان حمایت از آرمان شهدا در خانوادة شهدا بیشتر از سایر اقشار است و به همین ترتیب خانواده هایی که دو شهید تقدیم اسلام کرده اند نسبت به یک شهیدی ها، و چند شهیدی داده ها نسبت به دو شهید داده ها، التزام و پیوند محکم تری با شهدا و راه آنان دارند و نویسنده خود بارها شاهد بود مادری که تصویر سه شهید خود را در دست داشت و به زیارت امام راحل نائل می شد- به جای اظهار تأثر از شهادت فرزندانش، قهرمانانه اصرار داشت که امام دعا کند او هم توفیق شهادت در راه خدا را پیدا کند!
به این ترتیب خانواده شهید از دو جهت شایسته تکریم و تجلیل و خدمت می باشند:
اولاً به دلیل اهلیت و شایستگی اکتسابی و نقشی که در همراهی و همسوئی با شهید ایفاء می کنند و ثانیاً بخاطر انتسابی که با شهید دارند و در سایة دینی که جامعه به شهید دارد بخشی از تکریم و تعظیم شهید در احترام و تجلیل از خانواده و اهل بیت او تجلّی می یابد و مسألة تکریم خانواده شهید و تقدیم خدمات لازم به آنان نه تنها به عنوان یک کار مطلوب بلکه یک وظیفة همگانی برای جامعه و نظام اسلامی به حساب می آید.
این مطلب را نیز با سخنی از امام راحل که جلوه ای از نگرش اسلام درباره این قشر والا مقام است می آرائیم: «سلام و درود بر شما پدران و مادران، همسران، فرزندان و بازماندگان شهدا که از بهترین عزیزان خود، در راه بهترین هدف که اسلام عزیز است، بزرگوارانه گذشته اید و در امر دفاع از دین خدا، آنچنان صبر و مقاومت نشان داده اید که رشادت و استقامت یاران سید شهیدان حضرت امام حسین(ع) را در خاطره جهانیان تجدید می کردید.»(17)

منزل بی مانند ایثارگران در مکتب وحی

آیات فراوان قرآن و احادیث بسیار زیاد معصومین(ع) پیرامون رزمندگان راه خدا بیانگر جایگاه رفیع و بی نظیر آنان است. برای نمونه این آیه را مرور می کنیم:
«انّ الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم، بانَّ لَهُمُ الجَنَّةَ، یُقاتِلُونَ فی سبیل اللهِ، فَیقتلون و یقتلون، وعداً علیه حقّاً فی التَوریة و الأنجیل و القرآن، و من اوفی بعهده من اللهِ، فاستبشروا ببیعکم الّذی بایعتُم بِهِ، وَ ذلِکَ هُوَ الَفوز العظیم؛(18) همانا خدا (مشتری) از مؤمنان (بایع) جان، مالشان (مثمن) را به بهای بهشت (ثمن) خریداری کرد. آنان در راه خدا می جنگند و می کشند و کشته می شوند. این در تورات و انجیل و قرآن وعده حقی بر عهده خداست و چه کسی از خدا بر عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله ای که با خدا کرده اید شاد باشید و این همان کامیابی بزرگ است»
این جلوه ای از منزلت والای رزمندگان راه خداست بکشند یا کشته شوند و آنگاه که جان خویش را در جبهه فدا کنند یا بعد از مجروح شدن و تحمّل مشقتها و درد بسیار که خود پاداشی بزرگ دارد در اثر جراحات و جانبازی به شهادت برسند و یا آن که در اسارت، شکنجه و آزار مضاعف دشمن را به جان بخرند و به مقام آزادگی برسند. همگی برخوردار از این فضیلت والا هستند و آنگاه که رزمنده ای جان بر کف، در اثر جراحت های جنگ به مقام جانبازی نائل شود و همزمان در اسارت سخت ترین رنج ها و دردها را تحمّل کند و در اثر جراحت های جانکاه جبهه به مقام شهادت رسد با برخورداری از چهار عنوان: رزمنده، آزاده، جانباز و شهید در اوج این قلّه رفیع جای می گیرد.
دقت در آیه مذکور و ملاحظه ویژگی های مشتری، بایع، ثمن و مثمن که به عنوان یک پیمان از سوی خدا مطرح شده و سند آن را نیز بزرگترین کتاب های آسمانی یعنی تورات و انجیل و قرآن قرار داده و بر وفای بر این عهد تأکید نموده و آن را فوز عظیم دانسته است، افق های شگفت انگیزی را به روی انسان می گشاید.
در اینجا مروری بر آمار شهداء، جانبازان و آزادگان و اشاره به پاره ای از ویژگی های آنان می تواند دستمایه ای برای تحلیل های گوناگون باشد.
مجموع شهدایی که در بنیاد شهید انقلاب اسلامی دارای پرونده هستند 219/000نفر می باشند که از این رقم حدود 20/000نفر در درگیری با شرارت های ضد انقلاب و ترورهای منافقین به شهادت رسیده اند.
و افرادی که در درگیری های مستقیم دفاع مقدس شهید شده اند 172/000نفر و شهدای بمباران های دشمن 16/000نفر می باشند و به این ترتیب جمع شهدای جنگ تحمیلی به 188/000نفر می رسد.
برخلاف شایعه پراکنی های بیگانگان که رقم شهدای جمهوری اسلامی را چندان برابر واقعیت، بزرگ نمایی می کردند و به منظور القاء ناتوانی در مدیریت جنگ و تضعیف روحیه مردم، بهره گیری از امواج انسانی را به جای مدیریت و تکنولوژی دامن می زدند.
رقم 188/000 در مقایسه با کشته های عراق در جنگ علیرغم همه برخورداری ها و پشتیبانی های جهان استکبار از ارتش عراق از جمله نکات مهمی است که باید از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد.
یادآوری می شود مشابه این تفاوت را در رقم 42/175 اسرای ایران در قبال 70/000نفر اسیر عراق شاهد هستیم که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
در مورد شهدا به چند نکته اشاره می کنیم:
بیشترین شهید دفاع مقدّس را در سال 1365داشته ایم با 41/000 شهید.
سن 72% از شهدا (یعنی حدود 155/000نفر) بین 16 تا 25 سال (یعنی نوجوان و جوان)
بیشترین تعداد شهید از جهت سن شهدای 20 ساله می باشند با تعداد 30/000نفر.
در جنگ تحمیلی به طور میانگین از هر 230نفر جمعیت کشور یک نفر به شهادت رسیده است. در این میان استان اصفهان از هر 144نفر یک نفر و قم از هر 148نفر یک نفر و استان سمنان هر 155نفر یک نفر به شهادت رسیده اند و دارنده رتبه اول تا سوم در کشور می باشند.
در میان اقشار جامعه روحانیت بیش از ده برابر میانگین کل جامعه به شهادت رسیده اند و بیش از 5برابر میانگین جامعه شهید داده اند (یعنی فرزندانشان به شهادت رسیده اند).
شهدای مؤنث بیش از 6/400 نفر و نزدیک به 3% کل شهدا می باشند.
حدود56/000 نفر از شهدا متأهل و بقیه مجرد بوده اند این نکته اکه اکثریت قاطع شهدا مجرد بوده اند و در بین متأهلین، آنان که فرزندان کمتری داشته اند نسبت بیشتری را دارا هستند و در کنار این نکته حدود 97% شهدا به قشر مستضعف تعلّق دارند می تواند این نتیجه را بدهد که هر که سبکبارتر بوده است سبکبال تر به معراج شهادت پرواز کرده است. این نکته را نیز باید یادآور شد که اکثریت شهداء از پایگاه مسجد و سنگر نماز جمعه و جماعت به جبهه عزیمت کرده اند و بر اساس تحقیقی که روی وصیت نامه شهداء انجام یافته انگیزه اصی آن ها در پیمودن راه شهادت به ترتیب الگوگیری از نهضت حسینی و پیروی از امام خمینی و دفاع از اسلام مورد تأکید قرار گرفته است و به این ترتیب نتیجه می گیریم که با سبکباری از تعلّقات زندگی مادی به همراه انگیزه نیرومند ایمان به مبدأ و معاد و عشق و پیروی از جایگاه امامت و ولایت، روحیه شهادت طلبی به فعلیت و شکوفائی می رسد.
و اما آمار جانبازان دفاع مقدّس با درصدهای مربوطه به این ترتیب می باشد:
زیر 25%: 219/500
تا 50%: 151/800
تا 70%: 19/700
70% : 7/500
و از میان 42/175 آزاده 21/000نفر آن ها جانباز هم هستند که در ارقام فوق ملحوظ شده است. نکات فراوان دیگری در این زمینه وجود دارد که در فرصت مناسب باید مطرح و مورد بررسی قرار گیرد.

پی نوشت :

1. وسائل الشیعه، ج11، ص10، ح21 .
2. بحارالانوار، ج67، ص8، ح4 .
3. صحیح بخاری، ج4، ص21 .
4. نهج البلاغه، خطبه23 .
5. سورة بقره، آیة154 .
6. سورة آل عمران، آیة169 .
7. صحیفه امام، ج20، ص101، 65/5/20 .
8. همان، ج18، ص325، 62/11/19 .
9. صحیفه امام، ج21، ص147، 67/7/1 .
10. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج3، ص183 .
11. وسائل الشیعه، ج11، ص8، ح11 .
12. بحارالانوار، ج66، ص393، ح75 .
13. همان، ج97، ص14، ح24 .
14. کنزالعمال، ج4، ص401، ح11119 .
15. کلمات قصار امام خمینی، صفحه45، چاپ اول.
16. سورة هود، آیة46 .
17. صحیفه امام، جلد17، ص95، 1361/8/25 .
18. سورة توبه، آیة111.